نشریه شماره   165   دوهفته نامه آرشیو PDF پیام ساختمان

انبـوه سازی، راه ناگـزیر


گروه گزارش: در اصطلاح عام، انبوه سازي يعني توليد بيشتر، اما اين توليد بيشتر در دنياي امروزي فقط به معناي انباشت زياد يك كالا نبوده و به گونه ای نيست كه در بازار نتواند به فروش رسيده و قابل رقابت با ساير كالاهاي مشابه نباشد. بدين لحاظ توليد انبوه شامل ويژگي هايي است كه از جمله آنها، رعايت مصاديق استاندارد، قيمت ارزان تر، كيفيت بهتر، توليد سريع تر، به كارگيري فناوري هاي مناسب و ... است. ضمن آنكه پرهيز از وابستگي، به عنوان يك شاخص عمده ديگر، بايد در هر حال مدنظر قرار گرفته باشد. بنابر تعريف فوق، انبوه ساز كسي است كه بتواند با استفاده از روش هاي پيشرفته فني صنعتي، مواد و مصالح جديد و مقاوم، زمان كمتر، هزينه پايين تر و بهره وري بيشتر از منابع در اختيار (منابع مالي، نيروي انساني، ماشين آلات و غيره) اقدام به توليد بيشتر نموده و به بازار عرضه كند. علاوه بر اين، براساس دستورالعمل تشخيص صلاحيت، تعيين پايه و صدور پروانه اشتغال به کار سازندگان انبوه مسکن و ساختمان، يک انبوه ساز، شخصي حقيقي يا حقوقي قلمداد مي گردد که حداقل 20 واحد مسکوني يا 3000 مترمربع زيربناي ساختماني ساخته باشد.

از طرفي نيز تعريف انبوه سازي مسکن معمولاً براساس تعداد واحدهاي مسکوني توليد شده مي باشد. مادة 138 قانون برنامه سوم توسعه کشور، مسکنِ انبوه را مجتمع هاي مسکوني داراي 3 واحد مسکوني و بيشتر در نقاط روستايي، 5 واحد مسکوني و بيشتر در شهرهاي با جمعيت کمتر از 250 هزار نفر و 10 واحد مسکوني و بيشتر در ساير شهرها مي داند.

تاريخچه ساخت مسكن در ايران

ساخت ساختمان و مسكن در ايران سابقه چندين هزارساله دارد و در تمام اين دوران - البته غیر از دوره هخامنشي و آن هم در ساختمان كاخ ها و بناهاي باشكوه- معماران سعي مي‌نمودند تا از مصالح بومي استفاده كنند و با تجربه‌اي كه در طول ساليان دراز در استفاده از اين مصالح به دست آوردند، توانستند بناهاي زيبا با فرم هاي متناسب و ايستا بسازند.

اما با ورود مدرنيسم به كشورما، مصالح نوين جاي مصالح سنتي را گرفت، بدون اينكه تكنيك و تكنولوژي استفاده صحيح از اين مصالح به درستي شناخته شود و به اين ترتيب سازندگان و طراحان بنا بدون اينكه فرصت كافي در شناخت اين مصالح و فرم ها و تكنيك هاي درخور اين مواد و مصالح را به دست آورند، شروع به كار با آنها نمودند. متأسفانه تا به حال نيز اين روند ادامه دارد و هنوز ما به درستي از فولاد و بتن در ساختمان سازي استفاده نمي كنيم.

از طرف ديگر روند سنتي ارتباط معمار و كارفرما (يا مصرف كننده) دستخوش تغيير شد. به اين صورت كه در گذشته معمار و صاحب كار رابطه تنگاتنگي با هم داشتند و معمار از نيازهاي زندگي صاحب‌كار كاملاً آگاه بود. در حالي كه بعد از ورود مدرنيسم به كشور ما و نياز به توليد بيشتر مسكن و تبديل مسكن به كالايي سودآور، اين بساز و بفروش ها بودند كه امر ساخت و ساز مسكن را به دست گرفتند، بدون اينكه بدانند براي چه خانواده‌اي و با چه خصوصيات فرهنگي، اجتماعي و احياناً اقتصادي مي‌خواهند مسكن بسازند، و تنها به جنبه‌هاي سودآوري مسكن توجه داشتند و مصرف كننده ها نيز مجبور بودند به خاطر كمبود مسكن و نبود مسكن مطلوب محصولات توليد شده توسط اين گروه سودجو را بخرند.

با صنعتي شدن كشورها و به تبع آن رشد سريع اقتصادي، سياست دولتمردان بر توسعه شهرها به منظور تأمين نيروي كار كارخانه ها قرار گرفت. علاوه بر آن مهاجرت سريع روستاييان و ساكنان شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ، افزايش بهداشت عمومي و كاهش مرگ و مير، نياز به مسكن ـ كه شايد تأمين آن پيش از اين مسئله مهمي نبود ـ به يكي از اساسي ترين نيازهاي جوامع بشري مبدل گشت. البته توليد بيشتر، تنها عامل مهم در مقوله انبوه سازي نيست، بلكه آنچه حائز اهميت است، ساخت سريع و مطمئن مسكن با قيمت ارزان تر، كيفيت بهتر و بهره گـيـري از تكنولوژي جديد است.

ايران نيز هـمـچــون كشورهاي ديگر از اين قاعده مستثني نبود. بعد از دهه ۴۰ با اعمال سياست هايي كه اولويت آن صنعتي كردن كشور بود و اعمال سياست هاي اصلاحات ارضي، مهاجرت روستاييان به شهرها و به دنبال آن مهاجرت ساكنان شهرهاي كوچك به شهرهاي بزرگ بخصوص تهران، شدت يافت و به دنبال آن انبوه سازي در ايران رواج پيدا كرد.با افزايش بيشتر تقاضاي مسكن بخصوص در شهرهاي بزرگ و افزايش هر چه بيشتر قيمت ها، دولت وقت به اين نتيجه رسيد كه نمي‌توان تعداد مسكن مورد نياز را توسط روش هاي سنتي تأمين كرد و به اين ترتيب شروع به ورود كارخانه‌هاي پيش ساخته نمود.

از آنجاكه استفاده از روش هاي بناسازي صنعتي و پيش سازي ساختمان مستلزم وجود زمينه‌هاي مساعد از نظر بناي صنعتي و تجهيزاتي و لوازم ساختماني، حمل و نقل، افراد متخصص (كلاً نظام ساختمان سازي صنعتي) مي‌باشد، به علت فقدان زمينه‌هاي مذكور از يكسو و تعداد كارگران ساختمان با دستمزد پائين از سوي ديگر، اولين تجربه كارخانه های قطعات پيش سازي در ايران درحدود 55 سال پيش توسط «بانك ساختماني ثابت» با ليسانس كارخانه «چيدونيو» ايتاليا براي احداث خانه‌هاي سازماني ارتش در اهواز تأسيس شد. همزمان با آن كارخانه ديگري با ليسانس كارخانه «كالاد» فرانسه در نارمك شروع به كار نمود. اما پس از چندي هر دو كارخانه به صورت متناوب، به دلايلي تعطيل شدند يا بيشتر به توليد قطعات پيش ساخته بتني غير مرتبط با خانه سازي پرداختند.

در سال 1340 كارخانه ديگري توسط شركت ساختماني «ريحا» به وجود آمد كه موفقيت آميز نبود و از سال بعد همزمان با احداث مجتمع هاي عظيم صنعتي در كشور از قبيل ذوب آهن و ماشين سازي، صنعتي كردن ساختمان و متعاقب آن توجه به تقاضاي روز افزون مسكن، انديشه احداث مجتمع هاي مسكوني قوت گرفت. عليرغم مشكلات موجود مؤسساتي از قبيل ذوب آهن اصفهان، ماشين سازي تبريز و پريفاب و آ.اس.پ توانستند به عنوان پيشروان اين صنعت فعاليت هايي را آغاز نمايند. تعدادي از كارخانه ها مذكور طي ساليان گذشته از فعاليت باز ايستاده و برخي همچنان فعال باقي مانده‌اند.

پس از بالا رفتن درآمد نفتي، فعاليت هاي خانه سازي به سرعت افزايش يافت، به اين ترتيب در حالي كه تا اوايل دهه 50 توليدات مصالح ساختماني براي مصرف كافي بوده و فقط بعضي مصالح وتجهيزات ساختماني مانند شيشه، يراق آلات، لوزام تأسيساتي وارد مي گرديد، ولي بعد از آن با رشد سريع خانه سازي، كشور با كمبود سيمان مواجه گرديد و واردات آن شروع شد.

كمبود آجر نيز با وجود فعال بودن همه كارخانه های آجركشور، مسئله ساز شد و به دليل تقاضاي زياد ، قيمت آن به سرعت رو به افزايش گذاشت، همچنين دستمزد كارگران ساختماني به ويژه كارگران ماهر به سرعت افزايش يافت.

وضعيت ساخت مسكن پس از انقلاب

روند کمبود مصالح ساختمانی پس از انقلاب و تاكنون كم و بيش ادامه دارد. در سال هاي 1378-1374 به دليل گراني اقلام فوق الذكر كه به گراني مسكن انجاميد، توان محدود خريد مسكن، باعث ركود شديد در امر ساخت مسكن شد، اتفاقي كه از ابتداي سال 1381 تاكنون سه بار تكرار و موجب گردید تا مشكل مسكن حادتر گردد. به علاوه اگر مسئله ركود مسكن را ناديده بگيريم، با اين تعداد كارگر ساختماني ماهر و ساده و مصالح و ... در بهترين شرايط تنها مي‌توانيم با روش سنتي حدود 165000 واحد مسكوني در سال بسازيم. در حالي كه در برنامه چهارم سالانه ساخت بيش از يک ميليون واحد مسكوني پيش‌بيني شده بود كه تفاوت اين دو رقم بايد از روشي غير سنتي توليد مي شد.

علاوه بر اين، توليد سنتي يك توليد نابسامان است و با زودتر شروع شدن زمستان در يك سال، نرخ توليد پايين خواهد آمد و در بسياري از مناطق امكان كار ساختماني در آن فصول وجود نخواهد داشت. علاوه بر اين، در فصولي كه شرايط جوي براي كار ساختماني مساعد است، به دليل اينكه شغل دوم اغلب كارگرهاي ساختماني، كشاورزي است، با كمبود كارگر ساختماني مواجه مي شويم. به عبارت بهتر در فصول كم كاري مازاد كارگر خواهيم داشت و در فصول كار، با كمبود كارگر ساختماني مواجه خواهيم شد. همين روند در توليد مصالح و غيره نيز وجود دارد که خود توليد نظام يافته صنعتي را بر توليد سنتي مسكن ارجح مي كند.