شهر بدون شناسنامه نمی خواهم | پیام ساختمان

پرتیراژترین نشریه ساختمان از 1382

1393/03/21

شهر بدون شناسنامه نمی خواهم

به جامعه اي كه شناسنامه اش را گم كرده است، نمي توان جامعه اي به سامان و سلامت گفت. اگر چنين باشد، كه هست، حفظ اين پايگاه ها و اشتراكات،‌ به جهت منافع مذكور، فراتر از سازمان ميراث فرهنگي و شهرداري، وظيفه بديهي همه افراد منتفع و همه ارگان هاي فرهنگي، امنيتي، اقتصادي، بهداشتي، سياسي و... خواهد بود.

شهر بدون شناسنامه نمی خواهم

هر از چندي، خرابي يكي از بناهاي تاريخي، اعتراضاتي را به وجود مي آورد. اما گاهي مسئولين و مديران مربوطه، درمورد آثار محلي و كوچك، با عدم پاسخ گويي به موقع و يا كم توجهي، بي اهميتي موضوع را القاء مي كنند. اما آيا به راستي، اين موضوع كم اهميتي است؟! هر چند وقت یک بار قامت افراشته یک بنا خم می شود ومالک برای به دست آوردن سودی چند میلیاردی کمر به قتل میراث جاودان این مملکت که ارزش آن از میلیارد هم فراتر است می بندد. ما هم بر حسب وظیفه یک رسانه مسئول، اخبار آن را منتشر می کنیم وهیاهویی برپا می شود ودوباره روز از نو روزی از نو. گویا هیچ کارگردانی پایانی برای سناریوی تخریب خانه های تاریخی ننوشته است. پای صحبت سعید فلاح فر معمار واستاد دانشگاه یار وفادار خانه های تاریخی می نشینیم تا اهمیت حفظ بناهای تاریخی را از زبان وی بشنویم. با وجود نفايس و آثار تاريخي جهاني در كشور ايران و وظائف اصلي سازمان ميراث فرهنگي كشور، حفظ يك خانه يا اثر قديمي كوچك در شهر، چقدر مي تواند حائز اهميت باشد؟ نمي خواهم موضوع را احساسي كنم. اگرچه اين حق هر شهروند است كه احساساتي محترم داشته باشد و خاطراتش، ‌فارغ از سلائق ديگران، به رسميت شناخته شود. اما اين آثار و يادگارها، برخلاف برخي تعبيرات، تنها عناصر تزئيني، ‌مزاحم و يا قابل حذف از شهر نيستند. قصد هم ندارم كه در وجوه توريستي و درآمد چند ريالي آن ها زياده گويي كنم. با اين درجه بندي هم چندان موافق نيستم. خب. همه مكاتب و اديان زميني و آسماني مدعي حمايت از سلامت زندگي اجتماعي هستند. اما يك جامعه سالم چه خصوصياتي دارد؟ بي شك بنيان جامعه سالم بر اساس بهداشت و سلامت پزشكي، سلامت و تعادل رواني، سلامت اقتصادي، سلامت سياسي، امنيت ملي و اجتماعي و... و خلاصه سلامت در همه اركان جامعه است. اين سلامت نياز به تمهيدات خاص و بسترهاي مساعد دارد. بگذاريد از هويت شروع كنيم. از هويت شهري و شهروندي تا هويت ملي و اعتقادي. تعلق خاطر به يك هويت مشترك قومي و جغرافيايي، پايه ي اساسي وحدت ملي و پايبندي به منافع جمعي و منافع ملي است. يعني پايبندي به اصول منافع مشترك. آيا هيچ يك از شاخصه هاي سلامت؛ در اقتصاد ملي، امنيت ملي، امنيت رواني، اخلاق اجتماعي و... مي تواند اين ركن استوار را نديده بگيرد؟ بي تعارف، انتساب به پايگاه هاي برجسته اجتماعي و فرهنگي، با نوعي اعتلاي احساس كرامت انساني مقارن است. آن كه به فرهيختگي و پاكي شناخته مي شود، براي حفظ اين صفت، نسبت به ناشناسي لاابالي و گريبان دريده، وسواس بيشتر دارد. دروغ، گرانفروشي، حرمت شكني، اختلاس، عضويت در شبكه هاي تجارت هرمي مثل گلدكوئيست، تقلب، وطن فروشي و... مغاير منافع جمعي و ملي است و كسي كه به واسطه فرزانگي و هويت مشترك، احساس تعلق خاطر جمعي و ملي دارد، نمي تواند، به سادگي، دستان پاكش را به آن آلوده كند. سئوال ديگر اين است كه؛ تعلق خاطر به هويت جمعي و ملي در شكل عملياتي و كاربردي چيست؟ به چه كا مي آيد؟ چگونه شكل مي گيرد و چگونه تقويت مي شود؟ به جشن پيروزي تيم ملي ورزشي نگاه كنيد. به عزم جوانان در سال هاي جنگ با عراق نگاه كنيد. به كمك رساني مردم در زلزله بم نگاه كنيد. به جشن هاي نوروز نگاه كنيد. به برق چشم سخنراني كه نام سعدي و رستم را مي برد نگاه كنيد. به موج خوشحالي يك عكس يادگاري با يك مجسمه تاريخي يا يك چنار كهنسال نگاه كنيد. اشتراكات فرهنگي، جغرافيايي، اهداف مشترك دراز مدت، حتي مشكلات و معضلات مشترك و... عامل پيوند اجزاي جامعه واحد است. اما هيچ چيز در اين پيوست هميشگي، مهمتر و محكم تر از باورهاي مشترك، زبان و روابط مشترك و گذشته مشترك نيست. چرا پيشتر تنها و بحران زده نبوديم؟ ايراني بودن با داشتن مليت هاي ديگر چه فرقي مي كند؟ با مهاجرت چه فرقي مي كند؟ گذشته از ثبت سجلي، به استناد كدام خصوصيات، ايراني هستيم؟ شيرازي بودن با تبريزي بودن چه تفاوتي دارد؟ كرد و بلوچ؟ قبيله و فاميل؟ وطن، شهر و محله چطور؟ در قياس با كجاي محور زمان، امروزي هستيم؟ كرامت پيوستگي تاريخي با نياكانمان را چطور زنده نگه مي داريم؟ دور از وطن، دلتنگ چه مي شويم؟ با كدام مباهات يادش مي كنيم؟ دور از شهر، دلتنگ چه مي شويم؟ محله زادگاهمان را با چه نشانه هايي معرفي و ممتاز مي كنيم؟ اين ها چيزهايي هستند كه ما را متعلق به فرهنگ و جغرافيايي مي كند كه در آن با ديگراني مشترك هستيم. پيوندهايي كه از افراد؛ جامعه مي سازد. زندگي مدني و اجتماعي مي سازد. امنيت رواني و اعتماد به نفس عمومي را افزايش مي دهد. بني آدمي مي سازد؛ عميق تر و استوارتر كه اعضاي يك پيكرند. آيا تاكيد و نمايش زبان و لهجه، مفاخر مشترك، شهرسازي و معماري، تاريخ و سرگذشت مشترك، سنت، هنر، نشانه هاي يادماني و...، متناسب با مقياس ملي تا محلي، اين نقش مهم را ايفا نمي كنند؟ آيا آراستگي، تناسب و زيبايي، فضاي اخلاقي جامعه را تلطيف نمي كند؟ خلاصه اين كه؛ به جامعه اي كه خصوصيات و تكيه گاه هاي فرهنگي و تاريخي خود (اعم از موسيقي، معماري، شهرسازي، زبان، غذا، لباس و پوشش و...) را از دست بدهد و يا تداوم منطقي آن را مختل كند، به جامعه اي كه شناسنامه اش را گم كرده است، نمي توان جامعه اي به سامان و سلامت گفت. اگر چنين باشد، كه هست، حفظ اين پايگاه ها و اشتراكات،‌ به جهت منافع مذكور، فراتر از سازمان ميراث فرهنگي و شهرداري، وظيفه بديهي همه افراد منتفع و همه ارگان هاي فرهنگي، امنيتي، اقتصادي، بهداشتي، سياسي و... خواهد بود. ـ محدوديت هاي منابع مالي هميشه بهانه اي بوده براي كوتاهي ها و يا ضايعات حوزه حفاظت از آثار تاريخي و المان هاي شهري. راه حلي براي برطرف شدن اين مشكل وجود دارد؟ به صراحت و با اطمينان مي گويم؛ اهتمام و هزينه هايي كه براي حفاظت در اين حوزه مي شود، يا بايد بشود، در مقابل انبوه هزينه هاي صرفه جويي شده مادي و معنوي لازم براي بازگشت سلامت و تعادل به جامعه و حجم سرمايه حفظ شده ي نجات يافتگان از سرگرداني، رقم قابل توجهي نيست. بسياري از هزينه هاي امروز ما، حاصل بد اخلاقي هاي اجتماعي است كه طبيعتاً از جامعه سالم،‌ يا جامعه سالم تر، حذف خواهد شد. ـ به نظر شما اين ساختان هاي فرسوده، چهره شهر را زشت نمي كنند؟ يا براي شهروندان خطرناك نيستند؟ اتفاقاً اين بناها آخرين بقاياي زيبايي در شهرهاي بزرگ تاريخي محسوب مي شوند. معماري و شهرسازي آشفته اين روزها، بيش از هر چيز ديگري، چهره امروزي شهرها را غيرقابل تحمل كرده است. تشريح و تحليل اين موضوع احتياج به بحثي مفصل و جداگانه دارد. معماري اي كه بيشتر، بيگانگي را تبليغ مي كند تا انسجام ملي و محلي را. ساخت و سازهاي بي ريشه اي كه حاصل بي اخلاقي هاي فردي و اجتماعي است و همين روال دور از اخلاق را ترويج مي كند. اين ها با همگون سازي هاي بي دليل، خرده فرهنگ هاي ارزشمند را در همه ي شهرهاي ايران ضايع مي كنند. البته وضعيت فعلي خيلي از ابنيه تاريخي چندان مطلوب نيست و احتياج به اقدامات حفاظتي و مرمتي دارند. اما اين دليلي براي حذف آن ها نيست. در ضمن خواهش مي كنم اين كلمه "فرسوده" را كمي با احتياط به كار ببريد. اين كلمه اي است كه در سال هاي گذشته، گاهي براي توجيه انبوه سازي هاي سودجويانه در بافت هاي تاريخي به كار گرفته شده است.

انتهای خبر/پ
گزیده اخبار روزانه
گروه های کالایی
معماری و دکوراسیوندرب اتوماتیک ، کرکره برقی ، جک پارکینگکاشی و سرامیک ، چینی بهداشتیآجر فشاری ، آجر سوراخ دار ، آجر سفالی ، آجر نسوزکفپوش ، پارکت ، لمینت ، دیوارپوش دکوراتیوسنگ ، پوشش سنگی ، قرنیزکاغذ دیواریموزاییک ، سنگ فرش ، واش بتندر و پنجره UPVCترموود و چوب نماخانه پیش ساخته ، کانکس ، خانه چوبیشیرآلات بهداشتیدرب ضد‌ سرقت ، درب ضد حریقشومینهکنیتکس ، رولکس ، پوشش سلولزیرنگ و رزینسفال شیروانیورق کامپوزیت ، ورق آلومینیومسقف کاذبتزئینات و دکوراسیون ، پردهپارتیشن ، غرفه سازی ، ورق ام دی اف ، ورق اچ دی افشیشه ، بلوک شیشه ای ، شیشه خم، شیشه رفلکس، شیشه سندبلاستپله پیش ساخته ، نرده استیلمحوطه سازی ، آبنما، آلاچیق ، نورپردازیمبلمان خانگی ، اداری ، شهریدر و پنجره چوبی ، آلومینیومیدرب و پنجره آهنی ، حفاظ ، نردههود ، سینک ، اجاق گاز و تجهیزات آشپزخانهوان ، جکوزی ، کابین دوش و تجهیزات حمامکابینتپیمانکاری ، خدمات ساختمانیکفپوش صنعتی ، اپکسی ، pvc ، پلی یورتان ، بتنیفایبر سمنتدیوارهای پیش ساخته ، تایل گچی ، کناف ، 3D Panel ، دیوار کاذبورق پلکسی گلس ، پلی کربنات ، پلی استایرن ، پی وی سیموکتیراق آلات ، قفل ، کلید ، دستگیره ، قفل دیجیتال