هفته نامه پیام ساختمان > زیربنایی و تشکل ها > شهرداری و شورای شهر 1394/09/12 گفتگوی جامعه‌شناسان و برنامه‌ریزان شهری؛

جایگاه انسان در طرح جامع مسکن!

یکی از بزرگ‌ترین نمودهای خرد جمعی و نگاه فرارشته‌ای می‌بایست در برنامه‌ریزی‌های شهری به تجلی درآید. در شهر است که علم، فن، فرهنگ، سیاست و جامعه درهم‌تنیده می‌شود و ...


جایگاه انسان در طرح جامع مسکن!

یکی از بزرگ‌ترین نمودهای خرد جمعی و نگاه فرارشته‌ای می‌بایست در برنامه‌ریزی‌های شهری به تجلی درآید. در شهر است که علم، فن، فرهنگ، سیاست و جامعه درهم‌تنیده می‌شود و روح جامعه و فرهنگ در سازه‌های زیبا و نازیبا دمیده می‌شود. تفوق نگاه مهندسی (به‌مثابه نگاه پروژه‌ای و نه پروسه‌ای به مسائل) منجر به این شده که برنامه‌ریزی‌های شهری دچار کژکارکردی در طرح جامع مسکن شود و علی‌رغم نام خود غیرجامع باشد. گفتگوی جمعی از جامعه‌شناسان و برنامه‌ریزان در آخرین نشست همایش سیاست‌های توسعه مسکن که در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزار شد شاید بتواند ابتدای طلیعه گفتمانی باشد که نگاه یکسویه فنی-اقتصادی را به چالش بکشد. مردم نقشی در طرح نداشتند حسین ایمانی‌جاجرمی، رئیس مؤسسه مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران سخنان خود را با این سؤال شروع کرد که طرح جامع مسکن از چه ابعاد اجتماعی به‌راحتی عبور کرده است و یا به چه ابعادی اصلاً توجه نکرده است؟! وی در پاسخ به سؤال خود به مسکن غیررسمی اشاره می‌کند و آن را ناشی از مکانیسمی می‌داند که فقر شهری و بدمسکنی را بازتولید می‌کند. بافت‌های فرسوده بخش دیگری است که در طرح جامع تنها از بعد کالبدی و ظاهری نگریسته شده و ریشه‌های اجتماعی و اقتصادی که چنین وضعی را ایجاد می‌کند نادیده انگاشته شده است، وضعی که به زوال شهری منجر می‌شود. ایمانی با اشاره به مشکلات مدیریت شهری گفت که مدیریت شهری به دلیل مشکلات مالی حتی از تخلف مالی مردم خوشحال می‌شود یعنی نه‌تنها شهر را ازدست‌داده‌ایم بلکه نظام اخلاقی را هم باخته‌ایم. وی این مسئله را مطرح کرد که مردم فراموش‌شده‌اند و هیچ نقشی در طراحی، اجرا، نظارت و پایش این طرح ندارند. نگاه مبادله‌ای به مسکن در طرح به‌جای ارزش مصرفی؛ فقدان رویکرد نظری، نگاه از بالا به تهیدستان و عدم حساب روی توانمندی‌های آنان؛ بی‌اعتنایی به ساختارهای اجتماعی، بی‌توجهی به تفاوت‌های مردم، ساده‌اندیشی در مورد نهادهای شهری، بی‌توجهی به گروه‌های مردم‌مدار و تقلیل‌گرایی ازجمله انتقادات دیگری است که ایمانی به طرح وارد می‌داند. هژمونی گفتمان مهندسی نعمت‌الله فاضلی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه علامه طرح را از منظر گفتمان‌های حاکم بر طرح موردبررسی قرار داد. به گفته فاضلی آنچه موجب می‌شود مدیران و برنامه‌ریزان نتوانند دانسته‌ها را در طرح پیاده کنند هژمونی گفتمان اقتصادی – مهندسی بر سیاست‌گذاری‌های مسکن و به طریق اولی بر تمام سیاست‌گذاری‌های دیگر است به گونه‌ای که خود برنامه‌ریزان و مدیران شوراها و نهادها نیز اسیر گفتمان هژمونی مهندسی هستند. فاضلی با بیان اینکه هدف اولیه برنامه‌ریزی در ایران عمران و آبادانی بوده است و گرچه پس از انقلاب اسلامی اسم برنامه‌های جامع اقتصادی و اجتماعی به خود می‌گیرند اما دال مرکزی گفتمان برنامه‌ریزی همچنان عمران باقی مانده است و ابعاد انسانی، اجتماعی و فرهنگی به حاشیه رانده شده‌اند. فاضلی با تفکیک خانه به سه مفهوم خانه به‌مثابه ساختمان، خانه به‌مثابه کالا و خانه به‌مثابه نشانه عنوان کرد که انسان از خانه و مسکن به‌مثابه نشانه یاد می‌کند و نه ساختمان و کالا، یعنی جایی که تفسیر، فهم و معنا می‌کند. اما در این طرح هیچ عبارتی و اشاره‌ای نیست که از خانه به‌عنوان نشانه بحث شده باشد. وی با بیان سه نوع برنامه‌ریزی برای مردم، همراه مردم و توسط مردم اظهار کرد که شهرسازی شکلی از دانش است که باید به شکل فرارشته‌ای دیده شود. دو چالش عمده طرح پویا علاءالدینی، استاد برنامه‌ریزی توسعه دانشگاه علوم اجتماعی تهران با برجسته کردن دو الزام و چالش گفت: در صورت توجه به این دو دیگر چالش‌ها نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. نخستین آنها به گفته علاءالدینی رابطه سیاسی-اقتصادی کشور و بازار زمین و مسکن است و بخش عمده‌ای از اقتصاد سیاسی توسط بازار مستغلات صورت می‌گیرد که تأثیر مخربی بر فرایند توسعه می‌گذارد. وی دو مدار انباشت پول در کشور را برشمرد، یکی بازار مستغلات و دیگری صادرات نفت که پول آن صرف واردات و دست آخر خرده‌فروشی می‌شود و مازاد آن به بازار مستغلات بازمی‌گردد. به گفته علاءالدینی برای اینکه طرح جامع مسکن موفق شود در این رابطه باید شفاف‌سازی و دخالت صورت بگیرد. نیاز است سامانه‌ای اطلاعاتی در مورد املاک ایجاد شود که مالکان زمین‌ها مشخص شوند و در غیر این صورت قیمت‌ها را نمی‌توان کنترل کرد. علاءالدینی نظام مالیاتی کشور را مسئول ایجاد نابرابری دانست. در هیچ کجای دنیا این مقدار دارایی و مستغلات را اجازه نمی‌دهند درحالی‌که در کشور ما کسان بسیاری هستند که بدون پرداخت مالیات املاک و مستغلات زیادی دارند و برای آن هیچ مالیاتی پرداخت نمی‌کنند. علاءالدینی دومین چالش عمده طرح را سکونت‌گاه‌های نابسامان دانست و گفت: با اینکه بسیار در مورد آن صحبت شده است اما نتوانسته‌ایم هنوز توسعه محله‌محور انجام دهیم یعنی مدیریت به معنای واقعی کلمه دست محلات باشد. تمام سازمان‌های خدمات‌رسان باید با هم در هماهنگی کامل و زیرنظر محلات شکل گرفته باشند. گفتمانی برای نهادسازی کمال اطهاری، برنامه‌ریز مسکن و از مسئولان بازبینی طرح جامع مسکن سخنان خود را با عنوان اینکه سخنان خود را از منظر مدافع طرح بیان نمی‌کند آغاز کرد و این گفتگو را مجالی دانست تا از طریق فائق آمدن بر عقلانیت ابزاری به سوی عقلانیت ارتباطی برنامه به قراردادی اجتماعی تبدیل شود. اطهاری بیان داشت: کشورهای پیشرفته این مسیر را پیموده‌اند ولی دولت‌هایی که خود را قیم می‌دانند نمی‌توانند تسهیلات لازم در مورد نهادسازی را اجرایی کنند. می‌خواهیم باب گفتمانی را بازکنیم که منجر به ایجاد قراردادی برای حل حداقل مسائل اجتماعی مسکن شود. اطهاری سپس نقد نادیده گرفتن مسائل اجتماعی را که فاضلی و ایمانی‌جاجرمی مطرح کرده بودند رد کرد و گفت: در سه بند، مقولات اجتماعی دیده شده و در کارگروه‌هایی با همکاری کارشناسان برجسته و سازمان‌های مختلف مصادیق آن استخراج شده است. اطهاری انتقاد نگاه اقتصادی و نه اجتماعی را وارد ندانست و تأکید کرد: وقتی بر اساس تحلیل‌ها قیمت یک واحد مسکن باید حداکثر از 5 برابر درآمد خانوار تجاوز نکند ولی این رقم در تهران 12 تا 14 برابر است یعنی تأکید صرف بر مسائل اجتماعی ممکن نیست و اینها مسائلی است که در مورد سندی که روی سایت قرار داده شده قابل انعکاس نیست. باید ارتباطی میان سیاست اجتماعی و نظام اقتصادی کلان برپا شود و اگر چنین نشد سیاست مسکن ناپایدار خواهد شد. اطهاری در اینجا از پیشنهاد اعطای یارانه‌ نقدی خانوار به کمک اجارهمسکن پرده برداشت و گفت: مسئله این است که از سال 64 که ارزیابی‌های تعاونی‌های مسکن را بر اساس تجارب جهانی انجام دادم پیشنهاد من بایکوت شد چرا که آن زمان فکر می‌کردند این تعاونی‌ها به گروه فشار بر دولت تبدیل می‌شوند. موضوع فقط برنامه‌ریزی شهری نیست بلکه بحثی است که به حاکمیت شهری مربوط می‌شود. اطهاری با عنوان اینکه چارچوب تدوین برنامه در ادبیات امروز نونهادگرایی است که موردتوافق بانک جهانی و برنامه اسکان بشر نیز قرار گرفته است و برای آن تجارب 20 کشور را مطالعه و مقایسه تطبیقی کرده‌ایم و نقشه راه داده‌ایم. اصولی که از آن استخراج کردیم حکومت محلی مستقل است و تنها راه‌حل مسئله مسکن و مسائل اجتماعی نیز از اینجا برمی‌خیزد. برزیل وقتی حکومت محلی را مستحکم کرد و درآمد سرانه بالا رفت توانست مسکن اجتماعی را مطرح کند. وی در پایان گفت: طرح مسکن آینه تمام‌نمای معرفت جامعه‌شناسان ماست که حتماً نقص دارد اما چون آینه زشت را نشان می‌دهد نمی‌توان آن را دور انداخت. صابر صادقی

انتهای خبر/پ

آخرین اخبار
گزیده اخبار