1394/03/09 گزارش پیام ساختمان از پروژه‌های ساختمانی سطح شهر

از استاندارد داشتن تا استاندارد ماندن

50 درصد ساخت‌وساز مربوط به نحوه طراحي ، نظارت و اجراست و استفاده از مصالح با کيفيت، نيمي ديگر از مبحث ساختوساز اصولي به شمار مي‌رود. بنابراين توجه به اين موضوع بسيار حائز اهميت است.

از استاندارد داشتن تا استاندارد ماندن

50 درصد ساخت‌وساز مربوط به نحوه طراحي ، نظارت و اجراست و استفاده از مصالح با کيفيت، نيمي ديگر از مبحث ساختوساز اصولي به شمار مي‌رود. بنابراين توجه به اين موضوع بسيار حائز اهميت است. متأسفانه علي رغم وجود نهادهايي مانند سازمان ملي استاندارد، مرکز تحقيقات راه، مسکن و شهرسازي و همچنين سازمان نظام مهندسي و کنترل ساختمان باز هم شاهد استفاده از مصالح بي کيفيتي هستيم که توسط توليدکنندگان به اصطلاح «زير پله‌اي» توليد مي‌شوند. از سوي ديگر برخي توليدکنندگان مصالح استاندارد صرفاً نام استاندارد را يدک مي کشند اما در عمل توليداتشان غيراستاندارد است. در ادامه تهيه سلسله گزارش هاي پيام ساختمان از پروژه هاي ساختماني سطح شهر، سراغ سه ساختمان در حال ساخت رفته ايم تا مصالح مورداستفاده آنها را ازنظر کيفي مورد بررسي قرار دهيم. نخستين ساختماني که سوژه گزارش ما شد، ساختماني چهار طبقه بود که چندين اوستاکار و کارگر به صورت توأمان مشغول عمليات نازک کاري طبقات آن بودند. در طبقه اول اوستا به همراه شاگردش مشغول کاشي کاري حمام بود. بنابراين سراغ کاشي ها رفتيم؛ کاشي ها بسيار بيرنگ و لعاب بودند و به نظر مي رسيد با حداقل قيمت خريداري شده اند. اوستا کار مي گفت:« کيفيت مصالح ربطي به من ندارد. من کارم را انجام مي دهم. ظاهراً آقاي ... کفگيرش ته ديگ خورده و نمي خواهد براي نازک کاري هزينه کند. درحالي که تمام آبروي ساختمان به نازککاري است» کاشي هاي بيرنگ و لعاب سراغ کارتن هايي رفتم که کاشي ها را در آن چيده بودند. هر چه کارتن را اين ور و آن ور کرديم خبري از نشان استاندارد نبود تا ثابت شود توليدکنندگان بدون استاندارد در شهر جولان ميدهند. وقتي موضوع را به اوستا گفتم، عنوان کرد: «به هرحال جنس بدون استاندارد قيمت ارزان تري دارد اما چون مالک قصد فروش ساختمانش را ندارد و صرفاً براي سکونت خودش مي سازد، سراغ اين کاشي هاي بيرنگ و لعاب و البته ارزان و فاقد استاندارد رفته است. برعکس اين بنده خدا، بسازوبفروش ها هر چه در مرحله سفت کاري کم مي گذارند، در مرحله نازک کاري براي بهتر فروختن توجه ويژهاي دارند» ماجراي کاشي هاي غيراستاندارد آنجايي عجيب تر به نظر مي رسيد که به نظر اوستا برخي از کاشي ها ابعاد يکساني ندارند و از طرفي رنگ کاشي ها به طور کامل با هم نمي خواند، به گونه‌اي که برخي کمرنگ تر و برخي پررنگتر هستند.» موزاييک‌هاي نارس؟! چند خيابان آنطرف تر ساختمان پنج طبقه اي بود که کف پارکينگ آن در حال بازسازي بود و کارگران مشغول موزاييک کاري بودند. پس ازاينکه موضوع آمدن ما را به مدير ساختمان اطلاع دادند يکي از مهندسان ساکن ساختمان پايين آمد و به اتفاق به بررسي وضعيت موزاييک هاي مورداستفاده پرداختيم. آقاي مهندس گفت: به طورکلي موزاييک هايي که استفاده مي کنيم علاوه بر اينکه ازنظر ظاهري تنوع چنداني ندارند، بسيار سنگين هستند و در ساختمانهاي چندطبقه همواره مشکل ساز خواهند بود. درحالي که مي توان از موزاييک هاي ظريف تر و البته محکم تر استفاده کرد. توليد موزاييک هاي سبک تر در کشور قابل اجراست اما قطعاً مردم ما استحکام را در سنگين بودن مي بينند. از او پرسيدم موزاييک هاي مصرفي چقدر استاندارد هستند که پاسخ داد: تمام موزاييک ها توليد يکي از شرکتهاي خوشنام داخلي است اما متأسفانه از کيفيت لازم برخوردار نيستند. البته تنها دارا بودن نشان استاندارد کافي نيست،بلکه مهم استاندارد ماندن است. علت اين فقدان استاندارد هم اين است که پس از توليد موزاييک بايد حدود 1 ماه بماند تا از استحکام لازم برخوردار شوند اما بسياري از شرکت ها قبل از اين موعد و تنها در فاصله چند روز پس از توليد اقدام به عرضه توليداتشان مي کنند. درحالي که اگر از سوي متوليان مانند سازمان استاندارد و مرکز تحقيقات راه، مسکن و شهرسازي نظارت وجود داشته باشد، اين مشکلات به وجود نمي آيد. متن کامل این گزارش در نشریه شماره 210 پیام ساختمان به چاپ می رسد.

انتهای خبر/پ
گزیده اخبار روزانه