1394/03/03

پلی برای ماندن

ايده اصلي معماري پل طبيعت‌، متعلق به مهندس بهزادي؛ مديرعامل شرکت ما بود‌. در واقع با توجه به وضعيت ساختمان‌سازي کشورکه به روز نيست‌، اين ايده وجود داشت که تکنيک‌هاي جديد ساختمان‌سازي به ايران وارد شود‌.

پلی برای ماندن

زماني که مديرش به او مي‌گويد‌: " طرح يک پل را بکش تا در مسابقه شرکت داده شود” با خودش مي‌گويد اين طرح که قرار نيست به اجرا در بيايد پس تا جايي که مي‌توانم آن را هيجان انگيزتر طراحي مي‌کنم‌. مهندس جوان فارغ التحصيل ليسانس معماري از دانشگاه شهيد بهشتي آن وقت که 25 سال داشت توانست طرحي در افکند که حالا در آستانه 31 سالگي افتخارات زيادي برايش مي‌آورد‌. پل طبيعت همين چند وقت پيش اولين جايزه بين‌المللي خود را دريافت کرد و تا به حال توانسته جايزه بهترين سازه فولادي در سال 93 و خشت طلايي را کسب کند‌. با ليلا عراقيان در اين باره گفتگويي انجام داده‌ايم که در ادامه مي‌خوانيد‌: مشوق اصلي شما براي ورود به رشته معماري چه کسي بود‌؟ در بين اطرافيان من کسي رشته معماري نخوانده بود‌، اما به دروس رياضي و نقاشي علاقه داشتم و فکر مي‌کردم رشته معماري بايد جالب باشد‌. وقتي وارد اين رشته شدم به خودم گفتم حرفه بسيار خوبي است و خوشحال شدم که اين کار را انجام دادم‌. چه شد که معماري پل طبيعت به شما سپرده شد‌؟ ايده اصلي معماري پل طبيعت‌، متعلق به مهندس بهزادي؛ مديرعامل شرکت ما بود‌. در واقع با توجه به وضعيت ساختمان‌سازي کشورکه به روز نيست‌، اين ايده وجود داشت که تکنيک‌هاي جديد ساختمان‌سازي به ايران وارد شود‌. ما مي‌خواستيم تکنيک‌هاي جديد را وارد کنيم و من هم به ايشان در کار ترجمه کمک مي‌کردم و خيلي اتفاقي وارد جمع شرکا شدم و جزو آنها قرار گرفتم‌. البته در بخش طراحي‌، جايگاهم پررنگ شد و مسئوليت بخش طراحي را بر عهده گرفتم‌. در طراحي و معماري پل طبيعت‌، نقش من پررنگ بود اما ساخت و اجرا و نظارت بر چگونگي ساخت آن توسط مهندس بهزادي صورت گرفت‌. در کل بعدازاينکه يک سري کار‌هايي در اراضي عباس آباد انجام داديم (‌ازجمله بازار گل و پارک آب وآتش و پل ابريشم 2‌) مسابقه پل شهيد مدرس که بعد‌ها به پل طبيعت تغيير نام داد‌، مطرح شد که خود من فکر مي‌کردم شانسي براي برنده شدن نداشته باشيم اما مهندس بهزادي گفت اکثر کساني که مديريت اين کار را به عهده دارند انسان‌هاي منصف و خوبي هستند و اگر طرح خوبي ارائه دهيم حتما برنده مي‌شويم‌. خود من هم احساس مي‌کردم اين کار قرار است روي کاغذ بماند‌. در قسمت طراحي مهندس بهزادي و خانم سحر ياسايي که در حال حاضر در ايران نيستند با من همراه بودند‌. يعني فرم طرح با ايده سه نفره طراحي شد‌. بعد از برنده شدن در مسابقه‌، به صورت متمرکز مراحل توسعه طرح را انجام دادم‌. البته مهندسان سازه نيز زحمت زيادي کشيدند چون کار من طراحي فرم بود؛ اما آنها محاسبات را انجام دادند‌. چند بار به ايتاليا رفتم و طرح را در کنار آنها دنبال کردم‌، چون کل کار سه بعدي بايد کشيده مي‌شد و تمام المان‌ها بايد تک تک محاسبه مي‌گرديد‌. نظارت و اجرا بر طراحي پل طبيعت را نيز بر عهده داشتيد‌؟ شرکت ما کار طراحي‌، نظارت و اجرا را بر عهده داشت‌. موقعي که برنده طرح شديم در کانادا مشغول تحصيل در دوره فوق ليسانس بودم‌. به ايران برگشتم و حدود يک سال و نيم ماندم و وقتي طراحي تمام شد آقاي بهزادي و ساير همکاران مراحل ساخت را نظارت مي‌کردند‌. اجراي کار با آنچه در ذهن شما بود تطابق داشت‌؟ ناراحت‌کننده‌ترين بخش‌، نورپردازي پل است‌. نورپردازي قرار بود ساده و «ميني مال» باشد و قرار نبود اين همه حجم روي سازه کار شود‌. شکل نورپردازي طرح ما نبود بلکه سليقه کارفرما بود‌. رنگارنگ بودن و اجراي آن به چشم مي‌زند که اصلا خوب نيست‌. حتي چراغ‌ها به شيوه بدي جوش داده شده‌اند و اجراي بدي دارند و همه سيم‌هاي آن مشخص است اما سعي مي‌کنم آنها را نبينم‌. البته در کل فضا‌هاي روي پل و آنجايي که نيمکت قرار دارد و مردم مي‌نشينند و حال و هواي آن همان چيزي است که فکر مي‌کردم‌. پل طبيعت را از درخت الگوبرداري کرده‌ايد‌؟ اسمش را نمي‌توان الگوبرداري گذاشت‌. چون ستون‌ها شبيه درخت است اما نمي‌خواستيم واقعا شبيه درخت شود‌. چند ايده اصلي بود که اين طرح شکل گرفت‌. اولين ايده اين بود که پل فضايي براي ماندن باشد چون دو فضاي تفريحي پارک را به هم وصل مي‌کند و فضايي نيست که آدم‌ها فقط بگذرند و بروند‌. يکي ديگر از ايده‌ها آن بود که تلفيق سازه و معماري باشد‌. به همين دليل سازه بايد ضخامت داشته باشد و براي اين کار ضخامت و حجم را به سطحي رسانديم که خودش به يک فضاي معماري تبديل شود و به همين خاطر پل دوطبقه‌است‌. معمولا پل در يک فضاي صاف ساخته مي‌شود تا سازه را بهينه کند‌. ما در ابتدا به سازه فکر نمي‌کرديم و يکي از ايده‌هاي اصلي اين بود که پل بر روي پلان قوسي حرکت مي‌کند و دو قوس دارد؛ وقتي روي پل راه مي‌رويد پرسپکتيو يک نقطه‌اي جلويتان نمي‌بينيد که فقط رفتن را تداعي کند‌. روي اين پل که راه مي‌رويد انتهاي مسير را نمي‌بينيد‌. موضوع ديگر اينکه با توجه به طبيعتي که سايت دارد تصميم گرفتيم کمترين فونداسيون را داشته باشد‌. چون درخت پايه‌اي دارد که سطح مقطع آن کم است و وقتي بالاتر مي‌رود باعث مي‌شود به لحاظ سازه‌اي باربري بيشتري داشته باشد و حجمي از آن خرپا را روي تک ستون قرار دهد‌. شکل درختي طرح نيز به اين دليل است‌. در برخي رسانه‌ها عنوان شد اين طرح از معماري سنتي ايده گرفته‌است‌؟ آيا درست است‌؟ هنگامي که کار طراحي را شروع کرديم متوجه شديم پل خواجو هم اينگونه‌است و جايي است براي ماندن نه رفتن‌. براي خود ما تأييدي بود که حرف جديدي نمي‌زنيم و طرحي است که قبلا هم اجراشده‌است‌. ازنظر فرمي اين طرح کاملا ايراني است‌. يک معمار هلندي که استاد لنداسکيپ بود زماني که اين طرح را ديد گفت؛ اين طرح ايراني است و نمي‌توان در هلند روي آن کار کرد‌. بعدازآنکه داشتم طرح را توسعه مي‌دادم فهميدم اين کار عليرغم ظاهر بي‌نظمي که دارد‌، منظم است چون دو قوسي که دارد تقسيم مي‌شود و ستون‌ها نيز فرم مرکزگرايي دارند‌. در معماري سنتي بازي با هندسه وجود دارد و ترکيب پيچيده‌اي دارد که منظم است و پروژه ما نيز اين حالت را دارد‌. اين معماري جزو کدام سبک معماري به شمار مي‌رود‌؟ شخصي مي‌گفت فرم اين کار که قوس دارد حالت ارگانيک دارد چون در طبيعت همچنين فرمي وجود دارد‌. به همين دليل اسم پل طبيعت برايش مناسب است‌. از اينکه مردم از اين پل استفاده مي‌کنند و حس خوبي به آن دارند چه احساسي داريد‌؟ به نظرم دريافت جايزه مهم نيست‌. همين که مردم از اين پل استفاده مي‌کنند و زماني که روي آن راه مي‌روند لذت مي‌برند‌، احساس خوشحالي و خشنودي مي‌کنم‌. اشاره کرديد که به دنبال ارائه تکنيک جديدي در کار بوديد چه تکنيک جديدي را در معماري اين پل ارائه کرده‌ايد که در گذشته در ايران وجود نداشته‌است‌؟ سازه‌هاي پارچه‌اي اولين بار بود که در ايران استفاده مي‌شد‌. البته در گذشته استراليايي‌ها در کيش کار‌هايي انجام داده بودند و اولين کاري که مي‌شناختم همان بود‌. قبل از ما هيچ شرکتي نبود که کارش طراحي و اجراي سازه‌هاي پارچه‌اي باشد‌، البته من فقط تيم را همراهي کردم‌. يکي از نکات ويژه و مزيت سازه پارچه‌اي اين است که شما به همه جزييات بايد فکر کنيد‌. به همين خاطر دقت بالايي در طراحي ساخت و اجرا دارد‌؛ موضوعي که در صنعت ساختمان ما هنوز به آن توجه نمي‌شود و خيلي بي‌سليقه و ناراحت‌کننده يک سري بلوک بتني را به سيمان و آهن مي‌چسبانند‌. به نظر من اين معضل بزرگ ساختمان‌سازي در ايران است‌. لازم نيست دنبال بحث‌هاي فلسفي در معماري باشيم‌. ما در بحث‌هاي ابتدايي ساختمان‌سازي مشکل داريم و مي‌بينيد جاي جاي شهر چقدر بي‌سليقه اجرا شده است.

انتهای خبر/پ
گزیده اخبار روزانه