1394/02/24

شهروند زدایی درشهرهای جدید

پروژه احداث شهرک‌هاي جديد در قالب طرح ساخت ارزان براي خانه‌دار کردن مردم و البته تعديل جمعيت در کلانشهرهايي مثل تهران در سال 1383 کليد خورد. اما اين طرح در درازمدت با موجي از مشکلات روبه‌رو شد

شهروند زدایی درشهرهای جدید

پروژه احداث شهرک‌هاي جديد در قالب طرح ساخت ارزان براي خانه‌دار کردن مردم و البته تعديل جمعيت در کلانشهرهايي مثل تهران در سال 1383 کليد خورد. اما اين طرح در درازمدت با موجي از مشکلات روبه‌رو شد، چراکه برخلاف آنچه در تمام دنيا مرسوم است به برنامه‌ريزي کالبدي و فيزيکي پرداخته شد تا برنامه‌ريزي انساني و اقتصادي! درحالي‌که شهر فقط از طريق کالبد خود تعريف نمي‌شود بلکه اين شهروندان هستند که با تعاملات اجتماعي خود به شهر معنا مي‌دهند و اين احساس تعلق به فضا که به‌مرور زمان جاي خود را به ايجاد مکان مي‌دهد هويتي براي ساکنان شهر جديد به وجود مي‌آورد. به گفته کار‌شناسان، شهرهاي جديد نبايد وابسته به شهر مادر شده و بايد با فراهم شدن فضاي اشتغال تا حدودي مستقل عمل کنند نه به‌صورت خوابگاه در اطراف کلانشهر‌ها، در غير اين صورت نه‌تنها از بار جمعيتي اين کلانشهر‌ها کاسته نمي‌شود بلکه جمعيت حاشيه‌نشين را به کلانشهر تحميل مي‌کنند. در اين راستا نشستي به‌منظور آسيب‌شناسي سياست‌هاي تأمين مسکن در شهرهاي جديد با عنوان مسکن در شهرهاي جديد در پرديس هنرهاي زيبا واقع در دانشگاه تهران برگزار شد. مديريت اين نشست را محمدمهدي عزيزي؛ استاد دانشگاه تهران و رئيس پرديس هنرهاي زيبا بر عهده داشت، محسن حبيبي استاد دانشگاه تهران، سهراب مشهودي کار‌شناس مسکن و شهرسازي، کمال اطهاري کار‌شناس اقتصاد و مسکن و نادر عربي، مديرکل دفتر توسعه مسکن شرکت عمران شهرهاي جديد به‌عنوان سخنرانان بخش‌‌هاي مختلف اين نشست اين موضوع را نقد کردند. به گزارش خبرنگار پيام ساختمان، استادان شهرسازي و معماري در خصوص علت کاهش ميل به سکونت در شهرهاي جديد توضيحاتي ارائه دادند.مهدي عزيزي استاد دانشگاه به طرح سؤال پيرامون مباحثي چون معيار‌ها و شاخص‌هاي مسکن براي شهرهاي جديد، نحوه ارائه خدمات در شهر‌ها، گسيختگي برنامه‌‌ها،، عدم توان تأمين خدمات در سرانه‌ مطلوب سکونتي در شهرهاي جديد، ضعف زيرساخت‌ها و به‌خصوص حمل‌ونقل عمومي، همگي از عوامل بروز شهروند زدايي در شهرهاي جديد پرداخت. محسن حبيبي؛ استاد دانشگاه تهران در ابتدا به ريشه‌يابي شکست طرح‌هاي مسکن براي اقشار کم‌درآمد اشاره کرد و گفت: محيط مسکوني برآيندي از امکانات زيست‌محيطي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي و منوط به خدمات روبنايي است. وي افزود: در فرآيند برنامه‌ريزي شهرهاي جديد کاربري زمين، ساماندهي مکاني و فضايي و سرانه کاربري‌ها جايگاه کليدي دارد و موضوع ظرفيت جمعيتي براي استقرار هر يک از سطوح خدمات در فعاليت‌هاي شهري نيز از مهم‌ترين موضوعات در کاربري زمين و تعيين سرانه‌هاست. چگونه اقشار پايين خانه‌دار شوند؟ سهراب مشهودي؛ کار‌شناس اقتصاد و مسکن نيز، با اشاره به فاصله زياد مجموع درآمد خانوارهاي کم‌درآمد با ارزش زمين و واحد مسکوني که دولت براي آنها تأمين کرده ، گفت: به‌اين‌ترتيب متقاضياني که اغلب گروه‌هاي کم‌درآمد محسوب مي‌شوند به‌سرعت اين واحد‌ها را به افرادي با سطح درآمد بيشتر فروخته و مجدداً در سکونتگاه‌هاي غيررسمي ساکن مي‌شوند، بنابراين بهتر است دولت براي اسکان اين دسته از افراد از روش استيجاري استفاده کند. به گفته مشهودي ، بنا بود گروه‌هاي کم‌درآمد يا متوسط به پايين جذب اين شهر‌ها شوند اما به دليل عدم استانداردهاي لازم در طراحي، زمين و سکونت در شهرهاي جديد گران‌تر از حدي شد که اين افراد بتوانند در آنجا ساکن شوند. به‌عنوان‌مثال جمعيت شهر جديد پرديس هنوز به 15 هزار نفر نرسيده درحالي‌که در 10کيلومتري همين شهر جديد، شهرک وليعصر که خود مردم احداث کردند 100هزار نفر جمعيت دارد. به گفته وي درسي که از وضعيت فعلي شهرهاي جديد بايد گرفت اين است که حتي اگر دولت زمين را نيز براي گروه‌هاي کم‌درآمد تأمين کند درصورتي‌که ارزش آن از درآمد متقاضيانش بيشتر باشد قادر به نگه‌داشتن آن نخواهد بود. به‌اين‌ترتيب مسئله اين است که چگونه براي اقشار پايين مسکن را در دستور کار قرار دهيم تا با تکيه‌بر درآمدشان خانه‌دار شوند. سرانه براي هر فرد مطابق استانداردهايي که در زمينه سرانه جمعيت و مکان عنوان شد، هر فرد بايد علاوه ‌بر فضاي مسکوني، معادل 65 مترمربع فضاي عمومي در اختيار داشته باشد که شامل سرانه‌هاي خدماتي و غيرمسکوني در شهر‌ها مي‌‌شود، اما استانداردهاي شهري که در اين زمينه براي گروه‌هاي متوسط وجود دارد و در شهرهاي جديد ملاک عمل قرار گرفته، حدود 50 مترمربع است. درحالي‌که کل توان تملک اقشار زيرخط فقر، براي سکونت حداکثر 10 مترمربع و اقشار متوسط رو به پايين حداکثر 20 مترمربع است. به گفته اين کار‌شناسان، در يک روند تاريخي مشاهده مي‌کنيم که شهرهاي جديد با اهدافي همچون اسکان سرريز جمعيت شهرهاي مادر، ساخت شهرهاي جديد مستقل، حفظ محيط‌زيست و... ايجاد شدند، درحالي‌که اهداف شهرهاي جديد در حال حاضر بر ساخت‌وساز مسکوني خلاصه شد. از ديگر نکات مطرح‌شده اينکه ساختار جمعيتي نامشخص، ناشناخته بودن جمعيت و اقتصاد خانوار‌ها، وجود الگوهاي سکونتي نامشخص و... منجر به معضلات بسياري در اين شهر‌ها شده است. با اين وجود، هرچند بايد شهرهاي جديد شهرهايي جامع باشند که تمام نيازهاي سکونتي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي افراد را پاسخ دهد و الگوهاي ساخت مسکن، سياست‌هاي جذب جمعيت و همچنين سکونت اقشار مختلف در آن، متنوع باشد، اما کار‌شناسان معتقدند: ضعف در تأمين تأسيسات و خدمات زيربنايي و روبنايي، مانع از جريان يافتن روند عادي زندگي در شهرهاي جديد و کامل شدن فرآيند اسکان در آنها شده است. راهکار مسکن کوچک به گفته صاحب‌نظران، يکي از زمينه‌هاي اصلي بروز مشکل در تأمين مسکن گروه‌هاي کم‌درآمد در شهرهاي جديد و ساير سکونتگاه‌ها طي سال‌ها و دهه‌هاي گذشته، تأمين مسکن ملکي براي اين اقشار بوده است. اين در حالي است که براي گروه‌هاي کم درآمدي که در دهک‌هاي يک تا 4 درآمدي قرار گرفته‌اند، حتماً بايد از راهکار مسکن کوچک، مسکن اجتماعي و مسکن استيجاري استفاده شود. تأمين مسکن ملکي براي اين گروه‌ها به دليل فاصله قيمت تمام‌شده براي آنها و قيمت‌هاي بازار، منجر به فروش اين واحد‌ها به گروه‌هاي با درآمد بالا‌تر مي‌شود، بنابراين دولت بايد حمايت حداکثري خود را از اين گروه‌هاي کم‌درآمد، از طريق ايجاد اشتغال و ارتقاي سطح درآمد آنها اعمال کند و در وهله اول از تأمين مسکن ملکي براي اين گروه‌ها خودداري کند. اهداف ايجاد شهرهاي جديد محقق نشده است کمال اطهاري کار‌شناس مسکن، يکي از علل پديده «شهروند زدايي» در شهرهاي جديد را، سطح پايين خدمات سکونتي و سرانه‌هاي شهري در اين مناطق عنوان کرد که منجر به کاهش کيفيت زندگي در اين شهر‌ها و عدم جذب جمعيت در اين مناطق شده است. وي گفت: طي چند سال آينده، حدود 30 درصد از جمعيت شهرهاي مادر به‌عنوان سرريز جمعيتي، مکاني در اين شهر‌ها ندارند، و بنابراين بايد هرچه سريع‌تر براي ساماندهي شهرهاي جديد و رفع چالش شهروند زدايي از آنها اقدامات لازم به عمل آيد. بر اساس بررسي‌هاي صورت گرفته در اين نشست معلوم شد؛ عدم موفقيت شهرهاي جديد را مي‌توان در عدم برآورد اهداف آنها دانست وتمرکززدايي از کلان‌شهرها اصلي‌ترين عامل سياست ايجاد شهرهاي جديد در کشور بوده است. درنتيجه ايجاد شهرهاي جديد به‌عنوان يکي از راه‌حل‌هاي کاهش جمعيت کلان‌شهرها برگزيده شد؛ حال‌آنکه شهرهاي جديد ايجادشده همواره با مشکلات عديده‌اي مواجه بوده‌اند، به‌طوري‌که اين مشکلات باعث شده تا اهداف اصلي ايجاد اين شهر‌ها محقق نشود.

انتهای خبر/پ
گزیده اخبار روزانه