هفته نامه پیام ساختمان > ساخت و ساز > درشهر 1393/08/20

شهر آینه تمدن

در برخورد با تمدن مدرن اروپایی و از قرن هفدهم به بعد ، بیشتر یک‌چیز ذهن و ضمیر متفکران این گوشه دنیا را مسخر خود کرد؛ واژه‌ای به نام مدرنیت!


شهر آینه تمدن

در برخورد با تمدن مدرن اروپایی و از قرن هفدهم به بعد ، بیشتر یک‌چیز ذهن و ضمیر متفکران این گوشه دنیا را مسخر خود کرد؛ واژه‌ای به نام مدرنیت! پس از پیوستن نسبی دیگر کشورهای شرق دور، آمریکای جنوبی با قافله مدرنیزاسیون اینک تنها ساکنان صحراهای خاورمیانه و شمال آفریقا هستند که خود را از قافله بسیار دور می‌بینند و به روا و ناروا واژه‌های مدرنیت و مدرنیزاسیون را درمان همه دردهای خود می شمرند. در این میان یکی از نشانه‌های اصلی مدرنیزاسیون، نحوه شهرسازی و طراحی شهری است البته اگر آن را نه رشته‌ای دانشگاهی بلکه علمی میان‌رشته‌ای به شمار آوریم که ریشه در معماری و دستی بر علم جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی و حتی فلسفه دارد. پدیده‌ای که نه در حد رسانه بلکه بنا به نظر برخی اندیشمندان آیینه‌ای تمام‌رخ است در برابر روان‌شناسی اجتماعی جامعه حامل آن. پدیده‌ای که جامعه، فرهنگ، اقتصاد را برمی‌گیرد و درعین‌حال تحول می‌پذیرد و تغییر ایجاد می‌کند. به‌عبارتی‌دیگر معماری و شهرسازی یک شهر نازیبا و پریشان، بیانگر روان اجتماعی مدیران و مردمان آن شهر است. در این مطلب بررسی می‌کنیم که شهرسازی چگونه بر هویت جمعی اثرگذار است و در این میان نقبی به تنها شهر مدرن ایران آبادان خواهیم زد. ساخت هویت اجتماعی دین و محیط ،عناصر پایه‌ای هویت اجتماعی محسوب می‌شوند. جوامعی هستند که هویت خود را بر مبنای دین تعریف می‌کنند که جوامع قدیم عموماً بدین گونه بودند. حتی در جوامع توسعه‌یافته صنعتی کشورهایی هستند که هویت خود را دینی تعریف می‌کنند. بر اساس یک پیمایش معتبر 53 درصد از مردم ایالات‌متحده به تلقی سنتی از مسیحیت باور دارند و 31 درصد نیز به مسیحیتی لیبرال‌تر معتقدند. مسیحیت کاتولیک نقش بسیار پررنگی در آمریکای جنوبی دارد. در جوامع غیردینی عناصری مانند جامعه، سنت، تاریخ، نژاد، قومیت مبنا قرار می‌گیرد. لایه بعدی در سنت جای دارد؛ رفتارها، ارزش‌ها، هنجارها، رسوم و آداب، شکل زندگی مردم و ... عناصر پیدای سنت را در برمی‌گیرند و ارزش‌ها و عقاید که در طول زمان فرهنگ آن جامعه را تشکیل می‌دهند. تمدن نیز به‌عنوان تبلور کالبدی فرهنگ و متناسب با سنن آن شکل می‌گیرد. تمدن عنصری است که باید از سیاست، فرهنگ و سنت جامعه تأثیر پذیرد. در بالاترین لایه نیز سیاست به‌عنوان ناظم و رهبر جامعه قرار دارد که ممکن است اصول اساسی آن از تمدن حاصل شود و حتی خود می‌تواند تمدن ساز شود و مانند بسیاری از نمونه‌های تاریخی منفی و یا مثبت تاریخ و آینده تمدن‌ها را تحت سیطره گیرد. سیاست به گفته بسیاری از اندیشمندان ساختاری است که می‌تواند هویت فردی، خانوادگی، اجتماعی را به تصویر بکشد و الگو بکند. در چنین شرایطی است که برخی به صرافت مهندسی اجتماعی افتاده آن را علمی ساده یافتند که نتیجه‌ای اسفناک برای تاریخ به بار آورده است. انسان امروز بعد از نزدیک به صد سال به این گفته فروتنانه ماکس وبر جامعه‌شناس شهیر آلمانی رسیده‌اند که تنها می‌خواهیم ناظران خوبی باشیم. تغییر هویتی برای اندیشمند اجتماعی چه جلوه‌ای بهتر از شهر برای نظارت. پدیده‌ای پویا و مرتبط با تمام ساحت‌های نمادین و عینی زندگی اجتماعی و درعین‌حال پدیده‌ای تاریخی. تاریخ شهرها به عیان آشکار کرده است که تغییر در عناصر ظاهری و هویت‌سازی می‌تواند بر دیگر عناصر هویتی نهان تأثیر بگذارد. البته این تحول می‌تواند یک تجربه و تغییر درونی و یا حاصل یک الگوبرداری باشد. معمولاً تغییر هویتی زمانی صورت می‌گیرد که نشانه‌ها و نماد هویتی در مقابل هم قرار می‌گیرند اما با توجه به اینکه عناصر زیربنایی هویت به‌سادگی قابل‌تغییر نیست معمولاً عناصر آشکار آن با یکدیگر در تقابل مستقیم یا غیرمستقیم قرار می‌گیرند و نتیجه آن هویتی است که بنا به دلایل متفاوتی ضعیف‌تر است. در مرحله بعد از آن عناصر ظاهری باعث تغییر در عناصر اساسی و پنهان‌شده و آن همان مرحله‌ای است که از آن به بحران هویت تعبیر می‌شود. در این مرحله است که به‌جای حرکت از فرهنگ و تمدن به سیاست و شهر، جهت پیکان از طرف سیاست و شهر به سمت فرهنگ و تمدن است. شهر آینه تمام نمای تمدن شهر آبادان نخستین شهر مدرن ایران است که با برخورداری از اولین سیستم آب‌لوله‌کشی، اولین شهر برخوردار از طراحی شهری مدرن، محله‌های بر اساس بافت اجتماعی کارگری، کارمندی و مدیران ( به‌تناسب سیستم پالایشگاه آبادان) و بهره‌گیری از شهرسازی بخردانه سبز ، مناسبات اجتماعی شهری تازه‌ای را رقم زد. شهری که میشل استیوارت دریاسالار ارتش آمریکا در کتاب خود "سپیده‌دم در آبادان" آن را قطعه‌ای جداشده از محلات ثروتمند نشین و مدرن لندن و نیویورک توصیف کرده است. شهری که روابط مدرن را کاملاً به مناسبات اجتماعی وارد می‌کند و این موضوع کاملاً از میان تشکل‌های کارگری آن دوره و همچنین نتایج حاصل از مطالعات میدانی در آن شهر مشخص است. این موضوع را در دیگر شهرهای تقریباً مدرن کشور نیز می‌توان پی گرفت، تبریز، تهران و شیراز با فضای عمومی گسترده‌تر در مقابل شهرهایی که هنوز در سیطره فضای سنتی است؛ روابط اجتماعی متفاوتی را تجربه می‌کنند. خیابان‌های مناسب برای ترددهای سریع اتومبیل و تجمع شهروندان حوزه عمومی سنت و روابطی را تحمیل می‌کند، شهرهایی که بر اساس هویتی سنتی و تاریخی شکل یافته است. گفته می‌شود ایالات‌متحده آمریکا از نظر فرهنگی ( با به‌تبع ازنظر معماری و شهرسازی) نه یک کشور بلکه یازده فرهنگ-کشور است. شهرهای قدیمی و صنعتی و روشنفکرانه شمال شرقی آمریکا با تعداد بسیار بالای دانشگاه‌های درجه‌یک دنیا که بهترین مغزها را از سراسر جهان به خود جذب می‌کند بدون شک با مناطق مرکزی آریزونا و جنوب آن متفاوت است. ایالت کالیفرنیا با آن ابرشهرهای گسترده که تقریباً هر شهروند یک ماشین دارد یا لس‌آنجلس که به 53 زبان مختلف دنیا صحبت می‌شود با منطقه شمالی تقریباً روستایی مینه‌سوتا کاملاً فرق دارند. بر اساس رویکردی تازه در شهرسازی پاول ناکس نویسنده کتاب معتبر اطلس شهرها آنها را به 13 گروه متفاوت تقسیم‌بندی می‌کند. بنیادی، مجلل، صنعتی، ابرشهر، سبز و دیگر شهرها به‌تناسب ساخت و الگوی شهرها نام‌گذاری شده است كه هرکدام روابط عمومي و مشخصه‌هاي اجتماعي را به شهروندان تحميل مي‌كند.

انتهای خبر/پ

آخرین اخبار
گزیده اخبار