1393/04/14

زنگ خطر برای معماری ایران

این روزها، ساکنان تهران بزرگ، کمتر صبحی را بدون دیدن بنای کوبیده‌شده و کمی بعدتر روییدن یک بنای جدید و پرابهت که با نمای «رومی» آراسته شده، آغاز می‌کنند.گشتی کوتاه در محلات شمال پایتخت، کافی‌است تا ما را با احجام و المان‌های تندیس‌گونه برگرفته از کلیسای پانتئون، کنگره آمریکا، کلیسای سنت پل، کاخ الیزه، معابد یونانی و نماهای هوسمانی در قلب محلات مسکونی تهران مواجه کند


زنگ خطر برای معماری ایران

گروه معماری دکوراسیون: این روزها، ساکنان تهران بزرگ، کمتر صبحی را بدون دیدن بنای کوبیده‌شده و کمی بعدتر روییدن یک بنای جدید و پرابهت که با نمای «رومی» آراسته شده، آغاز می‌کنند.گشتی کوتاه در محلات شمال پایتخت، کافی‌است تا ما را با احجام و المان‌های تندیس‌گونه برگرفته از کلیسای پانتئون، کنگره آمریکا، کلیسای سنت پل، کاخ الیزه، معابد یونانی و نماهای هوسمانی در قلب محلات مسکونی تهران مواجه کند.روند رو به افزایش و رشد قارچ‌گونه این نوع نما که در مجامع علمی با نمای کلاسیک یا نئوکلاسیک شناخته می‌شوند و اغلب با سبک‌های کاخ‌سازی دوران هلنیسم برابری می‌کند، نشان از مقبولیت آن برای قشر سرمایه‌گذار چه در مرحله طراحی و ساخت و چه به‌عنوان بهره‌بردار و مصرف‌کننده نهایی دارد.استفاده افراطی از سطوح و احجام بیرونی به سبک کلاسیک، که عامدا در تناقض آشکار با همجواری‌های اطراف و شبیه به کاربری‌هایی که در دنیا «غیر مسکونی» تعریف می‌شود، طراحی شده‌اند، نشان از تمایل آگاهانه به نمایش تمایز، تفاوت و حتی تمول صاحب‌خانه دارد.بروز گونه‌های خاص این نما بدون استفاده از سنگ، با مصالحی نازل مثل سیمان و گچ و رابیتس نشانه‌ای تامل‌برانگیز از شیوع عارضه‌‌ای حاد، در سطح تظاهرات فرهنگی و اجتماعی است.شبیه‌سازی معابد، کاخ‌ها و کلیساها به وضوح ما را به این واقعیت می‌رساند که سبک‌های معمول«خانه‌سازی» دیگر جوابگوی مشتریان این نوع سبک نیست و همیشه این بیم یا نگرانی در ذهن بیننده وجود دارد که در رقابتی که میان سازندگان و مشتریان این نوع سبک‌های انگشت‌نما در گرفته، تهران در آینده‌ای نه‌چندان دور، به صحنه نبرد سبک‌هایی پرابهت‌تر همچون باروک و روکوکو تبدیل شود و نسل امروز ایران شاهد مرور دوباره سیر تحول تاریخ معماری غرب باشد. چه ضرورتی در زمان فعلی به الگوبرداری از سبکی ظاهرا انقضایافته احساس می‌شود که بر حسب مقتضیات تاریخی و مکانی خود در مقابل سبک‌های پرتجمل‌تر دیگر قد علم کرده و از موتیف‌های گذشته خود بهره گرفته، ولی اغلب بدون آگاهی از تناسبات و اصول اولیه‌اش، بر پوسته بناهای امروزی ما کلاژ می‌شود؟ روزی معماری وارداتی مدرن و پست‌مدرن، بار اتهام «زمان‌پریشی» را در این سرزمین می‌کشید و حال چه تعبیری برای ظهور مجدد سبک نئوکلاسیک غربی به فاصله بیش از دو قرن می‌توان یافت؟ نقص ضوابط کنترل نما آرزو منشی زاده، دکتراي معماري و مدرس دانشگاه با بیان این مطلب که در تهران، کمیته‌های نما در معاونت معماری و شهرسازی و همچنین در سطح شهرداری‌های مناطق به صورت پایلوت در چند منطقه اجرایی شده است، گفت: این کمیته از اواخر سال ۱۳۹۰ شروع به فعالیت کرده و تا آذر سال ۱۳۹۲ و نزدیک به پایان مهلت مذکور، لایحه به شورای شهر ارسال شده ولی به تصویب شورای شهر و کمیسیون ماده ۵ نرسیده است. وی افزود: هرچند کمیته‌های نوپای مدیریت نما در یک‌سال گذشته، در چندین منطقه تهران، با اهداف و شاخص‌های تعیین‌شده در اصلاح نماهای موجود شهری نقش خود را با جدیت دنبال کرده‌اند، ولی همچنان نقص‌های موجود در بحث ضمانت اجرایی و قانونی از جمله ارجاع به کمیسیون ماده ۱۰۰، حضور بسیار کمرنگ سازمان نظام مهندسی و مهندسان ذی‌صلاح طراح یا ناظر در فرآیند طراحی تا ساخت، موکول‌شدن کنترل نما به مرحله پس از دریافت پروانه ساختمان، عدم نظارت کافی بر نقش زیرپوستی بنگاه‌های املاک و مافیای مصالح ساختمانی، فقدان سیاست‌های تشویقی برای طرح‌های باهویت ایرانی و از همه مهم‌تر جدی‌نگرفتن موضوعاتی همچون آموزش شهروندی، ارتقای دانش عمومی و زیبایی‌شناسی و بازدهی عملکردی دستگاه‌های مربوطه که با هدف ساماندهی منظر شهری شکل گرفته‌اند را پایین آورده است. معماري ايران از گفتن چالش ها محروم است مقداد شريف، کارشناس معماری با بيان اينكه آشفتگي معماري در ايران بيداد می‌کند، گفت: آشفتگي معماري در تهران باعث شده تعدادي از ساخت و سازها به سبك رومي باشد و عده‌ای هم به صورت بساز - بفروش وارد شده‌اند. متاسفانه جامعه معماري ايران از گفتن چالش‌ها محروم هستند و اگر بخواهيم در مورد واقعیت‌های معماري تهران صحبت كنيم، بايد بگويم كه از نماي كلي شهر تهران می‌توان حس كرد كه كشوري كه قرن‌های متمادي يكي از تأثیرگذارترین جوامع در حوزه معماري بود، امروز به جايي رسيده است كه وضعيت معماري آن نگران كننده است. از شمال تهران تا نقاط مياني و پاييني شهر تهران نماهاي رومي و عجيب و غريب و صرفاً به خاطر جاه‌طلبی و تمايلات شخصي گروهي بساز و بفروش ديده می‌شود و اتفاقاً هيچ مقاومتي نيز در زمينه جلوگيري از اين موضوع صورت نمی‌گیرد.شريف تاكيد كرد: تهران در حال تبديل شدن به جولانگاه معماري رومي است و اگر فكري به حال آن نشود، به سرعت چهره شهر تهران از بين خواهد رفت و اينكه چه ميراثي به آيندگان خواهيم داد، مشخص نيست. وي با اشاره به اينكه اگر می‌خواهیم به مقوله فرهنگ توجه كنيم، يكي از جدایی‌ناپذیرترین مسائل فرهنگ، پرداختن به مقوله معماري آن كشور است، گفت: يكي از چالش‌های مهم معماري در ايران اين است كه خانه در ايران ابتدا به مسكن و سپس به کالا برای تجارت تبديل می‌شود. در حال حاضر معماري ايران بدون فكر و انديشه است، بازار ساخت و ساخت كشور در دست سه گروه غيرمتخصص يعني متخصصان پزشك، بازاری‌ها و مشاوران املاك است.وي افزود: وضعيت پايتخت در حوزه معماري نگران‌کننده بوده و نماهاي آن رومي و عجيب و غريب است. واقعيت آن است كه در حوزه ساخت و سازها جاه‌طلبی و تمايلات شخصي كارفرمايان و بساز و بفروش ها ديده می‌شود. در حدود 100 سال از ورود معماري حرفه‌ای به ايران می‌گذرد اما در اين 100 سال معماران هيچ تشكل واحد و مشخصي ندارند. دیگر خانه من نیستند فردین طهماسبی – کارشناس معماری با بیان این مطلب که بزرگ‌ترین مسئله این است که این خانه‌ها را گویی برای همسایه‌ها و فامیل می‌سازند، گفت: چون در این گرانی ساخت‌وساز هر انسان دور از گودی نیز متوجه پول خرج شده برای این خانه می‌شود در صورتی که پلان‌ها و فضای داخلی در بسیاری از موارد با اشکال و نقص‌هایی واضح روبروست. به هر حال از هر سو که به این ماجرا نگاه کنیم غم انگیز است. برای معماری این سرزمین با این قدمت و تاریخ و سند و هویت. برای معمارانی که شاید روزی در دانشکده‌های معماری، آن وقت‌ها که بوی قرمه‌سبزی بود و ادعای حفظ میراث، در خلوت هم که شده به این اندیشیده‌اند که شبیه همه آنهایی که وجدان کاری و حرفه‌ای را فدای پول می‌کنند، نخواهند بود. برای کارفرمایانی که هزینه‌ هنگفتی را برای خانه‌ای می‌پردازند که دو یا سه سال دیگر به سرنوشت همه خانه‌های با نمای مد دچار می‌شوند؛ خانه‌های آجرنما، خانه‌های سنگ‌های مرمر با بندهای شیشه‌ای، خانه‌های شیشه‌ای و سنگ‌های گرانیت طوسی و ... . خانه‌هایی که اکنون دیگر "خانه من" نیستند، برای شهر که به زودی از نمای کلاسیک اشباع می‌شود و همه این خانه‌ها در دلش رسوب خواهند کرد و شاید حتی برای راننده‌ای که در یک ظهر گرم تابستان از کوچه‌ای عبور می‌کند و نور خورشید منعکس‌شده از یکی از این ساختمان‌های سفید صیقلی چشمش را می‌زند. مردم چه می‌گویند ؟ نرگس فداکار – کارشناس ارشد معماری با بیان این مطلب که در یکی از پروژه‌های دانشگاهی گزارشی از تهران در حال تبديل شدن به جولانگاه معماري رومي است تهیه کردم، گفت: در این جامعه آماری که متشکل از 20 درصد زن و مرد تحصیل‌کرده بالای کارشناس ارشد ،30درصد زن و مردم با تحصیلات کارشناسی و حدود 50 درصد زن و مرد دیپلم و زیر دیپلم تهیه کردم به نتایج خوبی رسیدیم مثلا 25 درصد از مردم تحصیل‌کرده در پایتخت موافق نمای رومی و 25 درصد آن مخالف شدید این نما بودند اما نکته قابل‌توجه این است که 40 درصد مردم زیر دیپلم و 25 درصد تحصیل‌کرده از نمای رومی وحشت داشتند و آن را متناقض با معماری بومی می‌دانستند. آن ها معتقد بودند اگر این نما برای همه مردم است ما راضی به اجرای آن در گوشه و کنار این شهر نیستیم. دلایل مخالفت آن عدم اطمینان به مقاومت این نماها در برابر زلزله و رانش ،سردی و بی‌روحی این بناها ،تجمل‌گرایی و در نهایت هزینه پول‌های گزاف در بناها بوده است. همه این مردم یک صدا گفتند ما نمای رومی در شهرمان نمی‌خواهیم .

انتهای خبر/پ

آخرین اخبار
گزیده اخبار