هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

1393/03/21 مصرف سوخت ایران از كل اتحاديه اروپا بيشتر است

عجيب است اما حقيقت دارد

سرانه مصرف انرژي هر ايراني بيست برابر يك چيني و ده برابر يك اروپايي است. در مورد آب و برق وضعيت به اين وخامت نيست ولي مصرف در اين حوزه‌ها نيز بسيار بالاست؛ سرانه مصرف آب هر ايراني دو برابر و مصرف سرانه برق هر ايراني سه برابر متوسط جهاني است.


عجيب است اما حقيقت دارد

گروه تأسیسات: گفته مي‌شود ايران جزو پرمصرف‌ترين كشورهاي جهان است. عجيب است اما حقيقت دارد كه مصرف سوخت كشوري با 77 ميليون جمعيت از كل اتحاديه اروپا بيشتر است. به گفته مسئولان سرانه مصرف انرژي هر ايراني بيست برابر يك چيني و ده برابر يك اروپايي است. در مورد آب و برق وضعيت به اين وخامت نيست ولي مصرف در اين حوزه‌ها نيز بسيار بالاست؛ سرانه مصرف آب هر ايراني دو برابر و مصرف سرانه برق هر ايراني سه برابر متوسط جهاني است. شرايط به گونه‌اي است كه فتح‌الله امي، معاون سازمان محیط‌زیست و به نقل از بانك جهاني گفت: « خسارت مصرف بالاي انرژي در سال 2001 برابر 7.1 ميليارد دلار برآورد شده است، اين رقم در سال 2004 به 7.8 ميليارد، در سال 2006 به 8 ميليارد و در سال 2009 حدود 10.3 ميليارد بوده است و اگر همين‌گونه پيش رويم خسارتي كه از اين راه به محيط زيست وارد مي‌كنيم به 19.2 ميليارد دلار بالغ خواهد شد.» اين است كه شاهديم سفره‌هاي آب زيرزميني به دليل حفر زياد چاه‌ها و از ميان رفتن منبع عظيم آب زيرزميني در حال خشكيدن است كه ناگوارترين نشانه آن خشك شدن درياچه اروميه است . البته درياچه‌ها و رودهايي ديگري هم هستند كه در اين سرزمين نیمه‌خشک جريان داشتند و بيم آن مي‌رود كه در آينده‌اي نه چندان دور ديگر حتي اميدي به بازگرداندن و احياي آنها نباشد. آن هم در سرزميني كه زماني با باغ‌هايش شناخته مي‌شد. در ميان راهكارها و پيشنهادهايي كه دلسوزان ايران مي‌دهند و مسئولان بر آن تأكيد دارند ، استفاده از تركيب "مديريت مصرف" است. در اين نوشتار به چيستي مديريت مصرف مي‌پردازيم. آيا واژه‌اي است جايگزين براي مصرف بهينه و يا اينكه مفهومي پيچيده‌تر است و به اصولي مي‌پردازد كه نياز به برنامه‌ریزی براي حل معضلي معين دارد. مديريت مصرف چيست؟ در سطوري كه در سامانه مديريت مصرف شركت توانير و همچنين صفحه مربوط به مديريت مصرف شركت آبفا و سازمان بهره‌وري مصرف انرژي آمده، سخن از برنامه‌ها، طرح‌ها، استرات‍ژي ها و راهبردهاي بسيار است. واژه‌هايي كه معمولاً در رجوع به برنامه‌اي مدون و اصولي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در جايي مي‌خوانيم كه «مدیریت مصرف مجموعه‌ای از روش‌ها و راهبردهاست که به منظور بهینه‌سازی مصرف انرژی به کار گرفته می‌شود.» اين مفهوم در برگيرنده همه اشكال و انواع انرژي است. بديهي است وقتي از راهبردها و راهكارهاي مديريتي صحبت مي‌شود در هر حوزه نياز به متخصصان و كارشناساني است كه خلاقانه پيشنهادات خود را طراحي کرده، به بحث بگذارند و دست آخر عملي كنند. حوزه برق، گاز، نفت و يا آب هر کدام راهكارها و راهبردهاي ويژه خود را می‌طلبد اما آنچه در هر سه اين حوزه‌ها مشترك است زيرساخت فرهنگي و فكري است كه تنها با همراهي مردم محقق خواهد شد. چرا که بدون همراهي حوزه عمومي هر گونه فعاليتي آب در هاون كوبيدن است. دوران «مديريت‌هاي از بالا» سال‌هاست كه به سر آمده و تجربه تاريخي ايران اين موضوع را بيشتر از هر جاي ديگري نشان مي‌دهد. فرهنگ اصل است متأسفانه در پروژه‌هايي اجرايي كه تا مدت‌ها اجرا مي‌شد مطالعات اجتماعي يا اصولاً اجرا نمي‌شد و يا در حاشيه قرار داشت. امروز نيز با اينكه اين مطالعات در چارچوب سازماني پروژه‌هاي عمدتاً بزرگ، دولتي و با گستره منطقه‌اي و ملي تعريف شده است اما آنچنان كه بايد جدي گرفته نمي‌شود. در نگاه مديران ما رابطه مستقيمي ميان پروژه‌هاي فني و مهندسي و مطالعات اجتماعي نمي‌توان برقرار كرد. مطالعات اجتماعي در مورد بالا بردن بهره‌وري و اصلاح الگوي مصرف خانوارهاي ايراني و عمل به مطالعات ساختار یافته و علمي حلقه گمشده‌اي است كه سطح مديريتي كشور به خوبي عيان است. البته قبول چنين امر مهمي در جامعه‌ای كه حتي مسئولان فرهنگي آن نگاه مهندسي دارند، مشكل مي‌نمايد. گرچه مسئولان دولتي در مورد "مديريت مصرف" كم و بيش به اين نتيجه مهم دست يافته‌اند كه به دليل ارتباط مستقيمي كه مصرف با انسان دارد به ناچار بايد از علم اجتماعي استفاده كنند. واقعيت اين است كه در 40 سال گذشته و از افزايش ناگهاني قيمت نفت در ايران در سال 1353 فرهنگ مصرف همچون يك ارزش خود را عرضه كرد؛ ارزشي كه توسط قشر ثروتمند به قشر متوسط و فقير جامعه نيز تحميل شد. به گفته يكي از مديران شركت نفت آن سال‌ها «ديگر از مردم زحمت‌كشي كه مي‌شناختم اثري نبود و جايش را مردمي گرفته بودند كه تنها دوست داشتند مصرف كنند.» مصرف نمايشي كه خود را در لوسترها، روشنايي زياد خانه‌ها، استخرهاي خصوصي، ماشين‌هاي شخصي- نه هر خانواده يك ماشين بلكه حتي در بعضي از خانوارهاي هر فرد يك ماشين دارد -موجب شد شهروند زحمت‌كش ايراني جاي خود را به شهروند طلبكار از دولت بدهد و دولت از نهادي همچون تجلي اراده ملت جاي خود را به نهادي كه ثروت از زمين درمي‌آورد و خدمت به مردم- آن هم نه در روندي منطقي بلكه يا با رانت يا با يارانه- بدهد. به اين ترتيب است كه نخستين وظيفه خطير مديريت مصرف، بازگشت ارزش كار به جايگاه واقعي خود و باز تعريفي از ثروت ملي است. در اين ميان وظيفه رسانه‌اي بسيار خطير است. امروز كمتر كسي است كه در روز يكبار با تلويزيون، مطبوعات، راديو و اينترنت برخورد نداشته باشد. دامنه رسانه‌اي اكنون چنان فراگير است كه نقد اسراف از بعد اخلاقي همچون به يك گفتمان ملي بدل شود. امری كه از نظر رسانه‌اي بارها در كشور و در لحظات حساس تجربه شده است. در اين ميان رسانه ملي و رسانه‌هاي فراگير حقيقتاً با تبليغ ضعيف و برنامه‌هاي سطحي، كم كاري كرده‌اند. سه گانه توليد، توزيع و مصرف در مديريت مصرف تنها نبايد به نيمه سوم معادله كه مصرف باشد، نگريست . البته آن هم اهميت خاص خود را دارد. در قسمت توليد انرژي هر كدام از خدمات سه گانه جايگاه متفاوتي دارند. توليد آب با توجه به تجهيزات و سدهايي كه وجود دارد از سه منبع اساسي آب‌هاي سطحي، آب‌های زيرزميني، و بارندگي تغذيه مي‌شود. متأسفانه بي‌تدبيري باعث شد كه به دليل حفر چاه‌هاي قانوني و غيرقانوني غیر کارشناسی شده دست ما از دامان آب‌هاي زيرزميني كوتاه شود و بسياري از سفره‌هاي آب زيرزميني كشور خشك شوند. عدم سرمايه‌گذاري‌هاي بهينه نيز باعث شده تا نتوانيم از منبع آب‌های سطحي به خوبي بهره‌مند شويم. اين است كه در فصول خشك سال تنها دست به دامان همان اندك آب باقيمانده زيرزميني و بارندگی‌های احتمالي هستيم. جز اين در انتقال آب از سدها و منابع به مراكز پخش كه بيشتر مراكز مسكوني و شهرها هستند، دچار گرفتاري هستيم و بسياري از حجم آب در راه انتقال تلف مي‌شود. رشد بي‌رويه شهرها به ويژه‌ كلانشهرهاي كشور كه در مناطق خشك مركزي قرار گرفته‌اند با بار عظيم جمعيتي كه پاسخگوي طبيعت اين مناطق نيستند باعث شده دورنماي مناسبی پیش‌بینی نشود. وضعيت صنعت برق نيز چندان متفاوت نيست. برنامه‌ريزي‌هاي اشتباه و دوري مراكز توليد و نيروگاه‌ها از مراكز توزيع و عدم سرمایه‌گذاری روي انرژی‌های نو، قدیمی بودن نيروگاه‌ها و استفاده اكثر نيروگاه‌ها از انرژي حرارتي گاز باعث شده بازده و راندمان آنها در حد پايين 50 درصد باشد. با اين دورنما براي تكميل مثلث مديريت مصرف لازم است در بخش توليد و توزيع نيز سرمايه‌گذاري‌هاي اساسي صورت پذيرد. در اين مسير راهكارهای زیادی توسط متخصصان پيشنهاد شده است. اولين روش استفاده درست و بهينه از وسايل و دستگاه‌هاي حاضر و مراقبت و نگهداري از آنها؛ گرچه اين راهكار كم هزينه‌تر است ولي صنعت آب و برق و گاز ايران و همچنين نفت نياز به سرمایه‌گذاری‌ها دارد كه تنها با ورود شركت‌هاي خصوصي توانا و سرمايه‌هاي داخلي و بين‌المللي به بازدهي و راندمان بالاتر مي‌رسد و مديريت توليد به نحو بهتر ادا مي‌شود. دومين روش استفاده از متخصصان مديريت انرژي و اندازه‌گیری وسايل و دستگاه‌هاي مختلف كارخانه‌‌ها است. اجراي برنامه‌هاي آموزشي در خصوص كاهش انرژي و نظارت بر تغيير مصرف هر دستگاه راهكاري است لازم كه همه كارخانه‌هاي توليدكننده بايد از آن بهره‌مند شوند. روش پرهزينه ولي اساسي كه بهبود مصرف انرژي را در پي خواهد داشت تعويض دستگاه‌ها و به‌روزرساني تكنولوژي است. براي چنين امري تنها ارتباط با شركت‌هاي معتبر بين‌المللي كافي نيست. تأكيد بر شركت‌هاي دانش بنيان، تغيير رويكرد در آموزش دانشگاهي و استفاده از ایده‌های جوان و قرارگيري مقام استاد و دانشمند نه چون موقعيتي تشريفاتي بلكه همچون پايه‌اي براي رونق صنعت و علم مي‌تواند گامي استوار باشد.

انتهای خبر/پ
گزیده اخبار روزانه