هرهفته شنبه ها - سال سیزدهم

پرتیراژترین نشریه صنعت ساختمان

1393/03/21

طلا يا بلا؟

در گذشته‌های نه چندان دور با خروج از شهر تهران و قدم گذاشتن در جاده‌های شمال کشور سبزی و طراوت را احساس می‌کردی و هوای پاکیزه و با عبور از کوهستان های پاک و خنک به سواحل سرسبز گیلان و مازندران می‌رسیدی تا روح و جانت را تازه کنی. امروز اما، اوضاع فرق کرده است.


طلا يا بلا؟

گروه تأسیسات: در گذشته‌های نه چندان دور با خروج از شهر تهران و قدم گذاشتن در جاده‌های شمال کشور سبزی و طراوت را احساس می‌کردی و هوای پاکیزه و با عبور از کوهستان های پاک و خنک به سواحل سرسبز گیلان و مازندران می‌رسیدی تا روح و جانت را تازه کنی. امروز اما، اوضاع فرق کرده است. جنگل‌ها سال‌هاست که رو به نابودی می روند و دست حرص و طمع افراد فرصت‌طلب و سودجو آنها را به ویلا و آپارتمان‌ تبدیل کرده است. آنچه بیشتر از این تغییر اوضاع، فکر و روح انسان را می‌خراشد، انبوه زباله‌هایی است که در طبیعت رها شده‌اند و چهره آن را زشت کرده است. تلنبار شدن زباله در دامن طبیعت که ناشی از عدم احساس مسئولیت افراد در برابر محیط‌زیست است به‌مرور زمان و در آینده تأثیرات منفی خود را بیشتر نشان خواهد داد اما مسئله‌ای که بیشتر باعث تأسف است اینکه؛در کشورهای دیگر استفاده از زباله به‌اندازه‌ای ارزش اقتصادی دارد که گاه بعضی کشورها اقدام به واردات زباله از کشورهای هم‌جوار خود می‌نمایند ولی در کشور ما و بخصوص شهر تهران که روزانه هزاران تن زباله تولید می‌شود باید هزینه‌ای برای جمع‌آوری آن اختصاص داد. زباله که در دیگر ممالک به طلای کثیف مشهور است، جمع‌آوری آن تنها در پایتخت به گفته علیرضا دبیر،عضو شورای شهر تهران، ‌روزی حدود یک میلیارد هزینه در بردارد که شهرداری‌ و وزارت بهداشت این وظیفه را بر عهده دیگری می‌دانند. گفته می‌شود در بعضی مناطق تهران روزانه سه بار زباله‌ها جمع‌آوری می‌شوند که باعث می‌شود هزینه هنگفتی برای این کار اختصاص داده شود؛ درحالی‌که با مدیریت صحیح می‌توان از آن کسب درآمد نیز نمود. مهره گمشده آموزش قرار بر این شده بود که 3 درصد از سود حاصل از بازیافت زباله صرف آموزش شهروندان شود اما این آموزش‌ها در حد شعارهای اخلاقی از سوی مدیران شهری خلاصه شده است. تفکیک زباله‌های تر و خشک شعاری است که بسیار از زبان مدیران شهری شنیده می‌شود اما واقعیت این است که کمتر در عمل به آن توجه می‌شود و از حدود 7 هزار تن تولید روزانه زباله شهر تهران ، میزان 300 تن ضایعات خشک توسط پیمانکاران طرف قرارداد شهرداری تهران جداسازی می‌شود و نشانگر این است که تفکیک زباله به میزان کمتر از 40 درصد صورت می‌گیرد که بیشتر این تفکیک نیز در مقصد انجام می‌گیرد نه در مبدأ. این مسئله نشان می‌دهد که در زمینه آموزش تبلیغی و آموزش در عمل کوتاهی شده است. به‌عنوان مثال ابتدا مخازن بزرگ سیاه رنگ زباله در سطح شهر نصب‌شده و مخزن‌هایی نیز برای مواد بازیافتی مانند کاغذ و شیشه اختصاص داده شد اما اکنون این مخازن کمتر به چشم می‌آیند. مخازن کوچک نیز که اصلاً وجود ندارند. حسن بن حمدی کارشناس مديريت پسماند شهرداري پاريس می‌گوید: "دو هدف عمده پيش رو داريم؛ اول اينکه چگونه مردم را به توليد کمتر ترغيب کنيم و دوم اينکه به آنها ياد بدهيم زباله نيز همچون ساير اشيا و پدیده‌ها داراي جاي مخصوص و استاندارد است. مطمئن باشيد هر فرهنگي دير يا زود به حساسيت شما در ارتقاي خود پاسخ مثبت می‌دهد، البته مشروط بر اينکه شما در مواجهه با آن اول طرح مناسب داشته باشيد و بعد استمرار." گویا ما تنها از دو نظر کمبود داریم یک طرح درست و دیگر استمرار. برای آموزش خوب به سه جنبه باید توجه شود: اول اینکه شهروندان زباله کمتری بسازند؛ دوم از کالاهایی استفاده کنند که قابل‌استفاده مجدد است، مانند باتری‌های شارژی؛ و سوم زباله‌های تولیدشده در منازل از یکدیگر تفکیک شوند. طرح تفکیک زباله‌ها می‌تواند تا 40 میلیارد تومان برای شهرداری‌ها عایدات داشته باشد، از همین رو تکیه بر آموزش شهروندان به‌جای خدماتی که آنان را به تولید بیشتر زباله تشویق می‌کند از منظر اقتصادی هم بهینه است. در بین کشورهای جهان سوئیس از نظر تفکیک و بازیافت زباله در ردیف اول است. این کشور با بهره‌گیری از استراتژی آموزش شهروندان و نیز همکاری مردم و دولت بهترین سیستم پسماند را در جهان اجرا می‌کند، چنانچه حتی روغن‌های مصرفی مردم هم بازیافت می‌شود. ارزش واقعی زباله تا چندی پیش تصور اینکه زباله‌ها در چرخه اقتصاد ملی قرار گیرند، برای مردم و مسئولان دیرباور بود. از نظر آنها زباله‌ها، پسماندهای آلوده بود که به نوعی باید از شر آن خلاص شد و برای از بین بردن آن چاره‌ای جز پرداخت هزینه‌های گزاف معدوم کردن زباله وجود نداشت؛ هزینه‌هایی که دولت یا مردم و یا هر دو به طور مشترک باید پرداخت می‌کردند. اما اکنون این روند تغییر کرده و رویکرد به زباله دگرگون شده است. به‌عنوان مثال تولید برق از زباله یکی از روش‌هایی است که صرفه اقتصادی زیادی دارد و تاکنون چندین نیروگاه‌ نیز برای استفاده از این منبع تولید انرژی ایجاد شده است. کشور چین با راه‌اندازی کارخانه‌های بزرگ بازیافت پسماندها، مواد خام لازم را برای واحدهای تولیدی دیگر که بازارهای جهانی را به تسخیر درآورده فراهم می‌کنند. کفش، کاغذ، ورق‌های فلزی و دیگر پسماندها، در واقع حلقه دوم چرخه تولیدی و اقتصادی عظیمی است که بر پایه ارزش‌شناسی زباله به وجود آمده است. ارزش زباله در چرخه اقتصادی برخی از کشورها چنان بالاست که اندیشه واردات زباله به‌عنوان ماده خام به طور جدی ذهن کارشناسان اقتصادی را به خود مشغول کرده است. هرچند در کشورهای توسعه‌یافته همه انواع زباله قابل بازیافت است، اما به گفته کارشناسان وطنی، بخش عمده زباله‌ها قابل بازیافت است و توان تبدیل آنها به مواد قابل‌استفاده در داخل کشور وجود دارد؛ در نتیجه نیازی به سوزاندن زباله یا دفع آن که محیط‌زیست کشور را دچار چالش می‌کند، وجود ندارد. زنگ خطر به صدا درآمده است در حال حاضر موضوع زباله براي تهران بيش از ديگر شهرهاي كشور به يك خطر بدل شده است، به‌نحوی‌که هم بسيار هزينه بر است و هم داراي خطرات بهداشتي فراوان. از طرف ديگر اين زباله‌ها مي‌تواند عامل انتقال 118 نوع بيماري خطرناك به انسان باشند. عدم تفکیک زباله‌ها حتی زباله‌های بیمارستانی که منشأ بسیاری از بیماری‌ها هستند نیز عامل خطرزای دیگری است که زنگ هشدار را به صدا درآورده است. گویا شهرداری تهران صدای این زنگ خطر را شنیده و قرار است الگویی برای دیگر شهرداری‌ها در تولید برق از پسماندهای شهری باشد چرا که با 50 هزار تن زباله تولیدی کشور که 30 هزار تن آن آلی است ظرفیت برای تولید 1500 مگاوات برق در سطح کشور فراهم خواهد شد.

انتهای خبر/پ
گزیده اخبار روزانه