بازخوانـــی زبان معمـــاری | پیام ساختمان

پرتیراژترین نشریه ساختمان از 1382

بازخوانـــی زبان معمـــاری


کد مطلب : 2978 ما هرگز قادر به درک تمامیت جهان اطراف نیستیم . تمام آنچه مغز ما از محیط پیرامون دریافت میدارد تا ما را از آن آگاه سازد چیزی است به نام پیام. این پیام چه در قالب زبان گفتاری باشد چه قابلیت‌های دیداری دارای اجزائی به نام نشانه است .هر چیزی ازجمله معماری توسط این نشانه‌ها با مخاطبان خود ارتباط برقرار میکند . انسان تنها زمانی از فضای معماری اقناع میشود که از آن تجربه‌ای معنادار به دست آورد . هر نوع علامت دریافت‌شده، بر گیرنده نوعی تأثیر میگذارد. تشكیل‌دهنده‌ پیام، جزئی از یك حافظه است. تبادل اطلاعات بین یك فرستنده و یك گیرنده، زمانی انجام میپذیرد كه علائم آن، هم در حافظه‌ گیرنده باشند و هم در حافظه‌ فرستنده مانند زبان گفتاری در غیر این صورت پیام برای مخاطب بیمعنا یا آزاردهنده است .درباره این موضوع و زبان معماری با مهندس ساناز افتخار زاده معمار و پژوهشگر معماری انسان‌مدار گفتگویی داشتیم که در ادامه می خوانید.ارتباط معماری با مخاطب چگونه شکل می گیرد؟انسان به محیط اطراف که نگاه میکند در حال دریافت پیام است . این پیام وقتی مورد خوانش قرار میگیرد و قابل‌فهم است که معانی و بانک اطلاعاتی مشترکی از پیام‌هایی در پس ذهن مخاطب وجود داشته باشد . چارلز سندرس پیرس ، دانشمند ، فیلسوف و زبان‌شناس آمریكایی این نشانه‌ها را به سه دسته تقسیم‌بندی کرده است : شمایل‌ها ، نمایه‌ها ، نمادها . بعدها کارل گوستاو یونگ؛ روانشناس و متفکر سویسی سمبل‌ها را نیز برای تشریح دریافت‌های سطح ناخودآگاه انسانی بر این دسته‌بندی افزود .برای تعریف شمایل میتوان گفت هنگامیکه شما یک تصویر را میبینید، از هر قوم و قبیله و ملیتی باشید فرقی نمیکند آنچه را که هست سریع تشخیص میدهید چون درک تصویر بیواسطه است .نمایه ، علت و معلولی و سببی است.مثلاً حضور یک انسان در کنار ساحل را با دیدن ردپای وی متوجه میشوید . نمادها هم مانند زبان قراردادی است مثلاً اگر واژه کتاب را به یک شی اختصاص دهیم قرارداد است و تشابه و علتی ندارد . از این منظرباید پرسید معماری چگونه میتواند با زبان شمایل‌ها با مخاطبش حرف بزند؟معماری زمانی بدون واسطه با مخاطبش حرف میزند که با زبان طبیعت حرف بزند. مثلاً در باغ سازی مصالح معماری درخت‌ها آب و عناصر طبیعی وجود دارد و هر انسانی از هر قوم و فرهنگی از این فضای طبیعی بدون واسطه لذت میبرد و احتیاج به ترجمه ندارد .سبک‌های مختلف معماری سبز، اقلیمی، پایدار ارگانیک و بیونیک که تقلید از طبیعت است، نمونه‌ای از این معماری است. پیش تر گفتید که موضوع نمایه، علت و معلولی و سببی است در این باره توضیح بیشتری بدهید.اگر با یک ستون معمولی برخورد کنید رد میشوید چون بلافاصله درک میشود و بر اساس قانون گرانش زمین شکل‌گرفته است .اگر خط کجی روی ستون ایجاد شود و با خود فکر کنیم چرا این‌گونه شده است به‌محض اینکه سؤال ایجاد میشود به دنبال علت هستیم و نمایه‌ها پدید میآید . در کارهای معمار معروفی مانند کالاتراوا از ساختار بدن استفاده کرده اما به‌صورت پیچیده‌تر به نیروهای طبیعی پاسخ داده است . در واقع اینجا معمار فکر را از مرحله زیباییشناسی و مرحله ساده به مرحله بالاتری از تفکر میبرد و معمار نشان میدهد کار خاصی انجام میدهد. تا زمانی که دلیل و منطق و فلسفه‌ای قانع‌کننده پشت کارها باشد ذهن به مرحله تفکر میرود و عالی است و ارتقا مییابد. اما اگر معماری ساختمان بیمعنی و درهم‌ریخته باشد و بدون دلیل کج‌وکوله باشد چیزی جز تصاویر تخریب‌شده نیست و نتیجه تخریبی بر ذهن میگذارد .مانند بسیاری از معماریهایی که بیدلیل کج‌وکوله شده و خطوط بیجهت و بیدلیل در آن به‌کاربرده شده است.آیا نوع معماری که در تهران میبینیم چنین است ؟معماری در تهران کپی شده است و معمار فقط مجله را ورق زده و از آن فکر تقلید کرده و دلیلی که معمار دیگر در جای دیگر دنیا استفاده کرده را نفهمیده است.این مسئله باعث میشود پیامی که به ذهن متبادر میگردد فرو کاهنده سطح مغزی باشد و شناخت را به سطح پایین‌تری نزول دهد که منفی است .بهتر است معماران با کدام زبان با مخاطبان صحبت کنند ؟بهترین و والاترین معماری این است که در معماری به نماد بپردازیم .نماد هم معادل فرهنگ در معماری است .یعنی به دستاوردهای گذشته ارجاع بدهیم و با تفکر والا و شناخت و آگاهی کافی دستاورد جدید ارائه کنیم که بهترین نمونه‌اش در معماری معاصر ایران آثاری است که به کاربندیهای قدیم و عناصر معماری گذشته ارجاع میدهد اما یک کار جدید ارائه میکند.این باعث میشود تسلسل فرهنگی از نسل قبل به نسل بعد حفظ‌ شود و پیامی که داده میشود از طرف معماری پیام‌های هویت مند باشد و جایگاه و مکان واقعی هویت انسانی را تعریف کند و این والاترین کاری است که یک معمار میتواند انجام دهد اما متأسفانه در حال حاضر فردی پیدا نمیشود که این کار را انجام دهد.مثالی میزنید ؟آرامگاه خیام نمونه خوبی از معماری فرهنگی است که توسط هوشنگ سیحون طراحیشده است چراکه رسمی بندی را به کار میگیرد و یا به شکل جدید از اشعار و خوشنویسی در کاربری جدید استفاده میکند .به معماری فرهنگی اشاره کردید این نوع معماری چگونه است؟بسیاری به فرهنگ در جامعه ما انتقاد میکنند درحالیکه آن موضوعی که در کوچه و بازار جریان دارد فرهنگ نیست بلکه عرف است . فرهنگ نتیجه تفکر و تلاش و ممارست فرهیختگان جامعه در راستای تکمیل دستاوردهای گذشتگان است. فرهنگ ما در حال حاضر رهاشده است وکسی روی آن کاری انجام نمیدهد.ما دیگر شاعر خوبی نداریم.در عرصه موسیقی هم کاری انجام‌نشده است .فیلسوف خوبی هم نداریم و همه مطالب ما ترجمه است .متفکر هم نداریم .در حال حاضر فکری نداریم که به معماری ارجاع بدهیم به‌جای اینکه معماران ما فرهنگ‌ساز باشند و برای مردم تعیین تکلیف کنند دنباله‌رو مردم شده‌اند. معماری که نمای رومی کار میکند چون مردم میپسندند کار درستی انجام نمی دهد . وی باید سطح تفکر مردم را بالا ببرد و کالایی عرضه کند که بر فرهنگ مردم تاثیر گذار باشد.جان لانگ میگوید معمار باید بر اساس معرفت طراحی کند نه بر اساس عقیده و سلیقه شخصی .معماری یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های فرهنگ هر مملکت است .معماری به هم ریخته‌ای که داریم که از آن بالا تا پایین‌شهر هرکسی برای خودش طراحی میکند نشان‌دهنده این است که فرهنگ ما دچار تزلزل شده و معماری ما نیز همین‌طور و این نشان‌دهنده اعلام‌خطر است.آیا میتوان گفت در حال حاضر معماری ما زبان نیز ندارد؟ معماری ما آیینه زبان ماست. عرف جامعه تحقیر،خشونت،بددهنی و به‌هم‌ریختگی ادبیات فارسی است.در حال حاضر طرز حرف زدن خاصی نیز باب شده است. راهکار به سامان کردن این وضع چیست ؟اولین کار پژوهش است .قبل از انقلاب پس از تأسیس فرهنگستان هنر و ادبیات فارسی قرار بود فرهنگستان معماری نیز تأسیس شود که برای معماری نوین ایران کاری انجام شود که متأسفانه این کار انجام نشد . امروز در دنیا هر چیزی نظارت دارد به‌غیراز معماری! هر کس در خانه خودش هر کاری میکند . مانند این است که در یک جمعی همه شروع به حرف زدن کنند و نتیجه این است که چیزی به‌غیراز همهمه و شلوغی شنیده نمیشود . دولت در قدم اول باید پژوهشگاه و فرهنگستان معماری راه‌اندازی کند. همه جای دنیا اول به پژوهشگر اهمیت میدهند. اما در ایران متأسفانه چنین نیست. درجه دوم نقد است باید نقد خوب در مجلات معماری وجود داشته باشد درصورتیکه در مجلات هم نقد علمی مشاهده نمیشود.

گروه های کالایی
معماری و دکوراسیوندرب اتوماتیک ، کرکره برقی ، جک پارکینگکاشی و سرامیک ، چینی بهداشتیآجر فشاری ، آجر سوراخ دار ، آجر سفالی ، آجر نسوزکفپوش ، پارکت ، لمینت ، دیوارپوش دکوراتیوسنگ ، پوشش سنگی ، قرنیزکاغذ دیواریموزاییک ، سنگ فرش ، واش بتندر و پنجره UPVCترموود و چوب نماخانه پیش ساخته ، کانکس ، خانه چوبیشیرآلات بهداشتیدرب ضد‌ سرقت ، درب ضد حریقشومینهکنیتکس ، رولکس ، پوشش سلولزیرنگ و رزینسفال شیروانیورق کامپوزیت ، ورق آلومینیومسقف کاذبتزئینات و دکوراسیون ، پردهپارتیشن ، غرفه سازی ، ورق ام دی اف ، ورق اچ دی افشیشه ، بلوک شیشه ای ، شیشه خم، شیشه رفلکس، شیشه سندبلاستپله پیش ساخته ، نرده استیلمحوطه سازی ، آبنما، آلاچیق ، نورپردازیمبلمان خانگی ، اداری ، شهریدر و پنجره چوبی ، آلومینیومیدرب و پنجره آهنی ، حفاظ ، نردههود ، سینک ، اجاق گاز و تجهیزات آشپزخانهوان ، جکوزی ، کابین دوش و تجهیزات حمامکابینتپیمانکاری ، خدمات ساختمانیکفپوش صنعتی ، اپکسی ، pvc ، پلی یورتان ، بتنیفایبر سمنتدیوارهای پیش ساخته ، تایل گچی ، کناف ، 3D Panel ، دیوار کاذبورق پلکسی گلس ، پلی کربنات ، پلی استایرن ، پی وی سیموکتیراق آلات ، قفل ، کلید ، دستگیره ، قفل دیجیتال